Your address will show here +12 34 56 78
گفت‌وگو

 مهارت آموزی با نگاه به جوامع محلی و بومی صورت گیرد

مهارت و آموزشی که می‌تواند در شهر تهران به یک زن سرپرست خانوار داده شود الزاما مهارتی نیست که برای یک زن ساکن یک شهر کوچک شمالی کشور مناسب و دارای کارایی باشد.

 

فردین علیخواه، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه گیلان با اشاره به استفاده از تفکرات نوین در زمینه آموزش و توانمندسازی زنان به ویژه زنان سرپرست خانوار، می‌گوید: در نظریات توانمندسازی جدید تلاش بر آن است که توانمندسازی از طریق ترویج فکرهای نو صورت بگیرد تا به بروز توانایی‌هایی منطبق بر نیازها منجر شود.

او با اشاره به اینکه تعاونی‌های تولیدی یکی از راهکارهای مثبت در جهت توانمندسازی زنان خودسرپرست است، عنوان کرد: تعاونی‌ها دارای ساختار مناسبی برای آموزش و اشتغال زنان سرپرست خانوار هستند و با توجه به اصولی که در تشکیل آنها مورد توجه است، می‌تواند منجر به توانمندسازی، خودکفایی و حتی خوداکتفایی شود.

به گفته علیخواه؛ سرمایه‌گذاری دولت در جهت راه‌اندازی تعاونی‌های تولیدی و خدماتی برای زنان سرپرست خانوار می‌تواند راهکاری موثر در جهت تقویت این سرمایه‌های اجتماعی، ایجاد خودباوری و درآمدزایی برای این زنان باشد.

این جامعه‌شناس، آموزش‌های کارآفرینی و تجارت خانگی را از دیگر راهکارها در جهت توانمندسازی زنان خودسرپرست دانست و افزود: برخی مطالعات نشان می‌دهد که کسب‌وکار خانگی می‌تواند زمینه مناسبی برای حرکت زنان در مسیر خوداشتغالی و کارآفرینی را فراهم سازد. در واقع به واسطه کسب وکارهای خانگی، حس اعتماد به نفس برای فعالیت در وسعت بیشتر برای این زنان ایجاد خواهد شد.

او با اشاره به نحوه‌ی کارآفرینی و آموزش به زنان خودسرپرست در مناطق مختلف کشور، گفت: در روند آموزش باید به ساختارها و فضای جوامع محلی توجه ویژه‌ای داشت.

 

به عبارتی مهارت و آموزشی که می‌تواند در شهر تهران به یک زن سرپرست خانوار داده شود الزاما مهارتی نیست که برای یک زن ساکن یک شهر کوچک شمالی کشور مناسب و دارای کارایی باشد. در واقع این آموزش باید با نگاه بر جوامع محلی و بومی صورت گیرد.

علیخواه با تاکید بر به اینکه زنان سرپرست خانوار ایران اصولاً از تحصیلات و مهارت فنی و آموزشی کمی برخوردارند، توضیح داد: با سوق دادن گام به گام این زنان به سمت آموزش و فعالیت‌های کارآفرینی می‌توان فضای نشاط را نیز به زندگی آنها وارد ساخت که همین امر مشخصاً بر روند سلامت روانی خود و خانواده آنها اثرگذاری مستقیمی به همراه دارد.

0

یادداشت

باید ابتدا به خودباوری رسيد

ضرورتي به نام توانمند سازي زنان سرپرست خانوار

سرور منشی‌زاده|مددکار اجتماعی

امروز زنان سرپرست خانوار پیش از هر چیز باید به مهارت خودباوری برسند و این مهارت را می‌توان از طریق آموزش و مشاوره به آنها بازگرداند. برخی زنان پس از آنکه سرپرستی خانوار را برعهده می‌گیرند به دلیل باور نداشتن توانمندی‌های خود منفعل شده و از حرکت به جلو و تلاش باز می‌مانند. اما زمانیکه خود و توانمندی‌هایشان را باور کنند می‌توان با مهارت آموزی به آنها توانمندی‌هایشان را برمبنای خلاقیت‌شان متبلور ساخت. در این شرایط زنان می‌توانند از آسیب‌هایی که در معرض آن هستند فاصله گرفته و در برابر مسائل و مشکلات پیش رو ایستادگی کنند.

 

برخی از زنانی که عمدتاً از قبل فعالیت مستقلی برای خود نداشتند، پس از جدا شدن از همسر یا فوت و از کارافتادگی او، به یکباره با جهان دیگری روبرو می‌شوند، دنیایی که بسیاری از مختصات آن برایشان ناآشنا است. در این میان مهمترین مسائلی که این زنان با آنها مواجه می‌شوند عمدتاً به دغدغه‌های معیشتی، عاطفی و حاشیه‌های ناخواسته‌ای است که در جامعه با آن روبرو می‌شوند. این مسائل می‌تواند به افت کیفیت زندگی و رضایت از زندگی برای آنها بی‌انجامد و نه تنها آنها که سایر افراد خانواده را نیز در معرض آسیب‌ قرار دهد.

 

تا زمانیکه این زنان نتوانند با خودباوری به کسب آموزش و مهارت برای اداره زندگی خود بپردازند، آسیب‌هایی نظیر بزهکاری، اعتیاد، افسردگی و حتی روسپیگری در اطراف آنها و خانواده‌شان جریان خواهد داشت. این در حالیست که نهادهای اجرایی و مسئول با شناسایی و برنامه‌ریزی می‌توانند فضا را برای قرار نگرفتن زنان سرپرست خانوار در معرض آسیب‌های مختلف اجتماعی فراهم سازند. شناسایی این زنان، ارائه خدمات مشاوره‌ای به آنها و نهایتاً تلاش برای آموزش و کارآفرینی به این زنان می‌تواند یکی از الزامات اجرایی برای این قشر از جامعه باشد.

 

طبیعتاً تا زمانیکه زنان سرپرست خانوار آموزش و مهارت کافی برای خودباوری، خودکفایی و توانمندسازی را دریافت نکنند می‌توانند سلامت خود و خانواده‌شان را تحت‌الشعاع قرار دهند به ویژه زنانی که سرپرستی فرزندانشان را نیز به عهده دارند. این موضوع نهایتا با معیشت آنها گره می‌خورد و می‌تواند آسیب‌های بیشتری را پیش روی خانواده قرار دهد.

 

بنابراین تمام رویکرد توانمندسازی نباید تنها به آموزش شغلی زنان محدود شود و پیش از آن باید مهارت شناخت و باور خود را کسب کنند تا براساس این شناخت بتوان آنها را برای ورود به جامعه با یک مهارت و فعالیت آماده کرد. کمااینکه این زنان می‌توانند به راحتی به جمعیت مولد کشور اضافه شده و در ساختار تولیدی نقش‌آفرین شوند.

0

یادداشت

 

لیلا ارشد

مددکار اجتماعی و مدیر خانه خورشید

زمانی‌که زنان بدون برخورداری از هرگونه مهارت برای ادامه زندگی و کسب درآمد به سرپرستان خانوار خود تبدیل می‌شوند عملا با مشکلاتی روبرو خواهند بود که نه تنها از لحاظ اقتصادی که به لحاظ روانی نیز آنها را با مسائلی روبرو می‌سازد. در واقع زمانیکه زنان به دلیل فوت همسر، طلاق یا مسائلی از این دست سرپرستی خود و خانواده‌اش را عهده‌دار می‌شوند به ویژه زنانی که پیش از آن فاقد شغل بوده‌اند، نیازمند آموزش، کسب مهارت و توانمندی برای اداره خانواده‌شان هستند و در غیر این صورت با نابسامانی‌های اجتماعی و محرومیت‌های جدید مواجه می‌شوند که یکی از آنها فقر است.

اما معتقدم این روند مهارت آموزی و توانمندسازی باید از سنین پایین به فرزندان به ویژه گروه‌های در معرض آسیب آموزش داده شود تا در آینده با چالش‌های کمتری مواجه شود. به عبارتی اگر از کودکی به فرزندان به ویژه دختران آموزش‌های لازم داده شود، آنها در آینده با برعهده گرفتن سرپرستی خانوار مشکلات کمتری را پیش روی خود خواهند داشت. این سیاست در قالب پیشگیری سطح اول می‌تواند از طریق مدارس و سیستم آموزش عالی به دختران و زنان آموزش داده شود. با مهارت آموزی به زنان، می‌توان انتخاب‌های بهتری را پیش روی آنها قرار داد تا بعد از سرپرستی احساس بی‌پناهی کمتری داشته باشند.

 

در تمامی سال‌های گذشته نهادهای اجتماعی و مدنی در این زمینه فعالیت‌های گسترده‌ای داشته‌اند. این نهادها با مشخص کردن گروه هدف خود، به افزایش مهارت‌های اجتماعی و کاری برای زنان سرپرست خانواده و در معرض آسیب پرداخته‌اند اما بدون شک در این زمینه باید یک اجماع همگانی برای توانمندسازی این گروه از زنان صورت گیرد؛ از نهادهای دولتی گرفته تا بخش خصوصی. توانمندسازی زنان آسیب‌دیده نه تنها برای افراد تحت آموزش که برای کل جامعه به لحاظ اجتماعی و اقتصادی حائز اهمیت است. در واقع باید نگاهی فراگیر و چندبُعدی به این مسئله داشت و آن را صرفاً کمک به یک گروه از افراد در معرض آسیب ندید بلکه نتیجه آن را به کل جامعه بسط داد.

 

شکل‌گیری کمپین‌های اجتماعی مانند “هم_سایه_شو” در راستایی که هدف آنها آموزش و کارآفرینی برای زنان سرپرست خانوار است، می‌تواند در راستای منافع اجتماعی و اقتصادی بنگاه‌های اقتصادی نیز عمل کند. در واقع آموزش به این زنان یعنی افزایش کارایی اجتماعی و افزایش قدرت خرید همین خانوارها. کمپین‌ها می‌توانند بخشی از جامعه را برای اهدافی عالی در جامعه با خود همراه کنند و به این ترتیب در نقش آگاهی بخشی در جامعه عمل کنند.

0