Your address will show here +12 34 56 78
یادداشت

 

زهرا صفری

مدیر موسسه خیریه یاوری سبز

یکی از مسائلی که همواره در خصوص زنان سرپرست خانوار مطرح می‌شود آن است که بسیاری از زنان بعد از تبدیل شدن به سرپرست به دامنه فقر اقتصادی وارد می‌شوند و زندگی‌ فردی و خانوادگی‌شان دچار مشکلات اقتصادی می‌شود. اما معتقدم مفهوم واقعی فقر را باید در باورها، دیدگاه‌ها و فرهنگ افراد جستجو کرد.

زمانیکه موفق شویم فرهنگ و باور فردی را تغییر دهیم که فرد با این تغییر بتواند نسبت به استعداد، توانایی و قدرت خود آگاهی پیدا کند. در واقع به جای دست دراز کردن جلوی دیگران برای رفع نیازهایش، به خود و توانایی‌هایش اتکا کند. زمانیکه فرد چنین آگاهی‌ای نسبت به خود پیدا کند در واقع گام اصلی و اولیه برای توانمندی را برداشته است.

 

ما معتقدیم که دادن خدمات صرف و کالا به افراد از جمله زنان خودسرپرست یک امر موقتی و ناآگاهانه در جهت وابستگی بیشتر آنها است. تلاش باید بر رساندن این زنان به مرحله خودباوری است. پس از آن با آموزش مهارت‌های زندگی، آگاهی‌های اجتماعی و بهداشتی و همچنین آموزش کارآفرینی و مهارت‌آموزی، می‌توان آنها را در مسیری پویا و متداوم برای بهبود شرایط خود و خانواده‌شان قرار داد.

 

به جد به این موضوع معتقدم که نان، فرهنگ نمی‌آورد و این فرهنگ است که برای افراد نان می‌آورد. زمانیکه زنان به نگاهی پویا به استعدادها و توانمندی‌های خود برسند و آن را باور کنند، آنوقت این باور می‌تواند زمینه اصلی برای حرکت و تمایل آنها به سمت مهارت آموزی شود. مهارتی که می‌توانند آن را برای خود به کار گیرند و فضای زندگی و آینده خود را توسط آن تغییر دهند.

در زمینه مهارت آموزی به زنان نیز باید توجه داشت که این آموزش‌ها با توجه به استعداد و علایق شخصی افراد صورت گیرد تا بتوان بر تداوم و پیگیری آن از سوی زنان سرپرست خانوار امیدوار بود. این موضوعی است که در آموزش زنان کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد و چه بسا پس از مدتی موجب دلزدگی و رها کردن روند آموزش از سوی آنها می‌شود.

0

گفت‌وگو

لزوم توانمندسازی زنان بهبودیافته برای بازگشت آنها به جامعه

در ایران هیچ آمار رسمی از تعداد زنان آسیب دیده و درگیر با معضلاتی چون بزه، اعتیاد، تن‌فروشی و … وجود ندارد؛ اما تمامی برآوردهای رسمی و غیررسمی از افزایش شمار زنان آسیب‌دیده در کشور خبر می‌دهد.

گرچه برخی آمارها سهم زنان از مجموع معتادان را حدود ده درصد عنوان می‌کند اما طبق همین آمارها طی چند سال اخیر آمار اعتیاد در میان زنان تا دو برابر رشد داشته و این روند با سرعت در حال افزایش است.

بخش وسیعی از این زنان به دلیل سوءمصرف مواد مخدر بی‌خانمان شده و همین امر منجر به ورود آنها به سایر آسیب‌ها از جمله تن‌فروشی هم می‌شود.

رشد زنان بي خانمان در تهران

بنا به گفته‌ی فاطمه دانشور، عضو کمیسیون اجتماعی شورای شهر تهران، در سال گذشته تعداد زنان بی‌خانمان ، تنها در شهر تهران افزایش 100 درصدی داشته است. به گفته‌ی او؛ «در نیمسال اول 95، تعداد یک هزار و 598 زن در تهران جمع آوری شدند که یک هزار و 38 نفر آنان زنان بی خانمان بودند و 560 مورد زنان متکدی که براین اساس تقریباً شاهد رشد 100 درصدی زنان بی‌خانمان بودیم که این شامل کارتن‌خواب‌ها یا پاتوق‌نشین‌ها‌ هم می‌شود.»

بهبود زنانی که درگیر اعتیاد یا تن‌فروشی می‌شوند کاری سخت اما شدنی است. بدون شک زنان آسیب‌دیده از واقعیت‌های جامعه‌‌ای هستند که در آن زندگی می‌کنیم و نمی‌توان با بستن چشم آنها را تکذیب کرد.

 

زناني بدون مهارت شغلي

سالانه تعدادی از این زنان که برخی از آنها دارای فرزند هم هستند، از طریق مراکز درمانی بهبود یافته و با یافتن سلامت آماده بازگشت به جامعه می‌شوند اما آنطور که پیش از این مدیرکل پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی گفته بود؛ حدود 90 درصد از این زنان بهبود یافته بی‌خانمان و فاقد توانمندی شغلی هستند.

براین اساس لزوم توجه به این گروه از زنان که عمدتا جزو زنان خودسرپرست هستند، امری الزامی است چرا که بی‌توجهی به آنها یعنی چراغ سبز به بازگشت‌شان به دامن اعتیاد و تن‌فروشی و بزهکاری.

 

راهكاري براي جلوگيري از سرخوردگي زنان

در سال 94 تفاهم‌نامه‌ای برای بازگشت پذیری زنان بهبود یافته از اعتیاد صورت گرفته است. آماده سازی شغلی و آموزش از طریق مراکز فنی و حرفه‌ای، ایجاد شبکه گروه‌های خودیار، از جمله این اقدامات بود که در چند استان کشور آغاز شد اما مسئله آنجاست که دامنه این فعالیت محدود بوده و نتوانسته تمامی زنان بهبود یافته را تحت پوشش قرار دهد.

براین اساس بخشی از تمرکز سیاست‌ها در قالب توانمندسازی و حمایت از آموزش و مهارت آموزی زنان سرپرست خانوار باید به زنان در معرض آسیب اختصاص یابد؛ زنانی‌ که توانستند از سد اعتیاد و آسیب‌های جانبی عبور کرده و می‌خواهند بار دیگر به جامعه بازگردند. بدون شک توانمندسازی آنها علاوه بر اثرگذاری مثبت در شرایط روانی‌شان، زمینه سرخوردگی و بازگشت مجدد آنها به دامن آسیب را محدود می‌سازد.

0

گفت‌وگو

در گفت و گو با يك جامعه شناس مطرح شد

آموزش، زنان را از معرض آسیب‌های اجتماعی دور می‌کند

زمانیکه زنان خودسرپرست تحت آموزش قرار بگیرند، قدرت گذران معیشت خود را میابند که این امر به طور مستقیم آنها را از قرار گرفتن در معرض آسیب‌ دور می‌کند.

امید علی‌احمدی، جامعه‌شناس و کارشناس حوزه آسیب‌های اجتماعی با اشاره به آسیب‌های مختلفی که زنان به خصوص زنان سرپرست خانوار را تهدید می کند، گفت: یکی از دلایل اصلی وجود این آسیب‌ها، گذر از این وضعیت و شرایط فعلی جامعه است. زمانی آداب و رسوم، فرهنگ، سنت و غیره در جامعه حاکم بود اما این شرایط در حال حاضر طوری رقم خورده که در حال دگرگونی و تغییر هستند و در این وضعیت زنان و به خصوص زنان سرپرست خانوار در معرض آسیب بیشتری قرار می‌گیرند.

این جامعه‌شناس با اذعان به اینکه باید در این خصوص فرهنگ‌سازی شود و دستگاههای مسئول به صورت جدی به این موضوع ورود پیدا کنند، عنوان کرد: البته اقداماتی در حد بیمه زنان سرپرست خانوار و برخی حمایت‌های دیگر از زنان مطرح شده اما اینها هنوز کافی نیست و نمی‌تواند تمامی آنها را پوشش دهد.

به گفته او؛ برخی از زنان به ویژه آنها که مسئولیت اداره خانواده خود را برعهده می‌گیرند برای ادامه زندگی و تامین معیشت، بهداشت، مسکن و غیره نیاز به این دارند که در ماه درآمدی داشته باشند و به همین دلیل باید از شغلی مناسب برخوردار باشند اما متاسفانه در جامعه ما آنطور که باید از زنان سرپرست خانوار حمایت نمی‌شود و مشکلات بسیاری در زمینه اشتغال آنان وجود دارد.

علی احمدی در این خصوص اضافه می‌کند: با توجه به شرایط جدید جامعه حتما باید نگاه ویژه‌ای به موضوع زنان سرپرست خانوار داشت چراکه در غیر این صورت باید شاهد افزایش زنان خیابانی و همچنین درگیری آنها با آسیب‌های دیگری نظیر فقر، اعتیاد و غیره خواهیم بود. هیچ فردی به طور خودخواسته به سمت آسیب ها و مشکلاتی مانند بزهکاری، فساد و اعتیاد حرکت نمی‌کند، بنابراین در صورت حمایت دولت و نهادهای مسئول، آسیب‌هایی که در کمین زنان است کاهش می‌یابد یا رفع خواهد شد.

 

او یکی از راهکارهای اساسی و اجرایی در زمینه کاهش آسیب‌های اجتماعی برای زنان سرپرست خانوار را توانمندسازی آنها دانست و گفت: زمانیکه این افراد تحت آموزش حرفه‌ای و نیمه‌حرفه‌ای قرار بگیرند، در واقع قدرت گذران معیشت خود را میابند که این امر به طور مستقیم آنها را از قرار گرفتن در معرض آسیب‌ دور می‌کند. آموزش به زنان سرپرست خانوار می‌تواند با حمایت‌های اجتماعی در قالب بیمه‌های مختلف همراه باشد تا احساس امنیت بیشتری برای این قشر به همراه داشته باشد.

0

یادداشت

راهكاري به نام جلب مشاركت اقتصادي زنان

دکتر شیرین احمدنیا

جامعه‌شناس و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی

عضو هیات مدیره انجمن جامعه شناسی ایران

نسبت زنان سرپرست خانوار در ایران طبق آمارهای رسمی کشور رو به رشد است. تحولی که همزمان با رشد نسبت این زنان به وجود آمده این است که تا چندی پیش درصد قابل توجهی از آنها را زنانی تشکیل می دادند که با فوت همسر مواجه شده بودند، اما با توجه به تحولات خانواده و ازدواج در ایران، به تدریج سهم زنانی که در نتیجه‌ی طلاق یا در شرایط عدم ازدواج در شرایط سرپرستی خانواده قرار گرفته‌اند افزایش یافته است.

از آنجا  که طبق باورهای فرهنگی سنتی، بسیاری از افراد جامعه، همچنان مردان را دارای مسوولیت اقتصادی در خانواده و به عنوان نان آور اصلی می شناسند، در نتیجه، زنان در شرایط وابستگی اقتصادی به مردان قرار می‌گیرند و زمانی‌که حمایت مردان زندگی‌شان ( اعم از پدر یا همسر یا برادر) را از دست می‌دهند، وضعیت رفاهی آنها تضعیف شده و در شرایط فقر و آسیب‌پذیری فزاینده قرار می‌گیرند.

علی رغم افزایش تدریجی نسبت باسوادی و ورود زنان به حوزه‌ی تحصیلات متوسطه و عالیه طی دهه‌های اخیر، همچنان نسبت های ناچیزی از زنان موفق به ورود به بازار کار و تصدی مشاغل رسمی می‌شوند و نسبت مشارکت اقتصادی زنان در ایران همچنان پایین است.

حضور فعال تر و موثرتر زنان به عنوان نیمی از جمعیت واقع در سنین فعالیت اقتصادی و بهره‌مندی اقتصاد کشور از نیروی انسانی توانمند و مستعد، یکی از الزامات توسعه در کشور است. برای تحقق این امر، از سویی نیاز به تغییر نگرش جامعه نسبت به ضرورت جلب مشارکت اقتصادی زنان در کنار مردان احساس می‌شود که در هنگام تربیت و آموزش دختران و پسران بر ایفای نقش‌های جدید اشتغال برای زنان در کنار ایفای نقش‌های سنتی همسری و مادری تاکید بیشتری شود و از سوی دیگر، نیازمند تدارک شرایط مناسب در بازار کار برای بسترسازی و تسهیل جذب زنان به عنوان شاغلان در اقتصاد کشور هستیم و موانع جذب ایشان که عرفی، حقوقی و فرهنگی است، مرتفع شده یا تقلیل یابد.

در این میان کارفرمایان و دست اندرکاران فعالیت‌های اقتصادی می‌توانند سهم به سزایی در ایجاد تغییرات مثبت در ارتباط با افزایش سهم زنان در نیروی انسانی شاغل، ضمن تامین امنیت شغلی برای آنها داشته باشند. به ویژه که بنا به نتایج تحقیقات و شواهد علمی، مسوولیت پذیری زنان و اخلاق حرفه‌ای زنان در سطوح بالا و مطلوبی قرار دارد.

در جوامع توسعه یافته دولت‌ها از حضور و مشارکت فعال زنان به عنوان نیروی انسانی متعهد و مستعد که معمولا کمتر درگیر فسادهای اداری می شوند، استقبال می کنند. در پایان می توان به این نکته مهم دست یافت که جامعه ایرانی باید در ابتدا، حضور زنان در فضای کسب و کار را به رسمیت بشناسد و در مرحله دوم با آموزش و جذب زنان سرپرست خانوار در جهت کاهش آسیبهای اجتماعی قدم بدارد. به بیان دیگر، حل مشکل زنان سرپرست خانوار در زمانی محقق می شود که در ابتدا، جامعه ایرانی به زن به چشم یگ مولد نگاه کند، سپس وارد مرحله آموزشهای فنی و حرفه ای و جذب نیروی کار شود. امید است با فعالیت کمپین های اجتماعی مانند «هم_سایه_شو» در حوزه زنان سرپرست خانوار، گام مهمی در فرهنگ سازی و تغییر نگرش جامعه نسبت به زنان شکل گیرد.

0