Your address will show here +12 34 56 78
یادداشت

حمید طهماسب پور/ روزنامه نگار

چالش بهبود معيشت زنان بررسي شد

سواد، عاملی تعیین کننده در جریان آموزش به زنان خودسرپرست

 

زنان به عنوان نیمی از جامعه ایرانی، عامل موثری در پیشبرد اهداف توسعه کشور هستند با این حال براساس مطالعات صورت گرفته، همواره زنان بیش از مردان در معرض تبعیض جنسیتی قرار دارند. این تبعیض در بسیاری از موارد زنان را بیش از پیش در معرض آسیب قرار می‌دهد. یکی از این موارد تبعیض در سوادآموزی و دسترسی زنان به مراحل تحصیلی است. این موضوع به طور مستقیم بر کیفیت زندگی این گروه تاثیرمی‌گذارد به ویژه در زمانیکه این زنان به هر دلیل روزی تبدیل به زنان سرپرست خانوار شوند. در آنجا همین تبعیض که موجب دور نگه داشتن آنها از سواد و تحصیل شده، زندگی آنها را بیش از پیش آسیب‌پذیر می‌سازد.

بدون شک در فرآیند آموزش و مهارت آموزی به زنان سرپرست خانوار، میزان سواد آنها اثرگذار است. براساس آخرین برآورد صورت گرفته در این خصوص؛ در کشور ما نسبت زنان سرپرست خانوار به مراتب بیش از زنان سرپرست با سواد است. به‌طوریکه طبق این برآوردهای رسمی از مجموع بیش از یک میلیون و 38 هزار نفر زن سرپرست خانوار در ایران؛ 65.7 درصد آنها بی‌سواد و تنها 33.4 درصد آنها باسواد هستند. این موضوع می‌تواند اهمیت به سزایی در تعیین روند زندگی این افراد پس از خودسرپرستی به همراه داشته باشد.

اما پراکندگی زنان باسواد و بی‌سواد سرپرست خانوار در سطح کشور متفاوت است. طبق آمارهای موجود بیشترین تعداد زنان خودسرپرست باسواد در استان‌های تهران، البرز و فارس ساکن هستند؛ یعنی استان‌هایی نسبتا توسعه‌ یافته‌تر که میانگین سواد در آنها به نسبت بالا است. کمااینکه لازم به ذکر است که سهم زنان خودسرپرست باسواد در این سه استان از کل سهم زنان خودسرپرست باسواد کشور بالاتر است. تاجایی که به عنوان نمونه استان البرز با اینکه 2.6 درصد از جمعیت زنان سرپرست خانوار را به خود اختصاص داده اما سهم جمعیت باسواد زن خودسرپرست در این استان از سهم کل کشور بالاتر است.

اما اغلب زنان سرپرست خانوار که بی‌سواد هستند در استان‌های تقریبا محروم‌تری همچون چهارمحال‌وبختیاری، کردستان و ایلام ساکن هستند. در این میان استان هرمزگان با اختصاص 1.9 درصد از زنان خودسرپرست کل کشور به خود و قرار داشتن در زمره استان‌هایی که تقریبا کمترین جمعیت مورد نظر را به خود اختصاص داده‌اند، با این حال دومین استانی است که بیشترین جمعیت زنان سرپرست خانوار بی‌سواد را در کل کشور داشته است.

زنان سرپرست خانوار برحسب سواد خود می‌توانند در گروه‌های شغلی ماهر و غیرماهر قرار بگیرند. در عین حال باتوجه به میزان سواد زنان خودسرپرست، می‌توان آنها را تحت آموزش‌های تخصصی قرار داد. این مسئله بدون شک در فرآیند مهارت‌آموزی آنها رکنی اثرگذار و تعیین کننده است که این مهم باید در جریان آموزش و توانمندسازی این گروه از زنان مورد توجه و اهتمام قرار گیرد

0

یادداشت

 

 

وضعيت برنامه‌ریزی برای زنان خودسرپرست و چالشهاي قانوني بررسي شد

اشتغالزايي زنان، نيازمند توجه به ویژگی‌های جمعیتی

 

آخرین گزارش سرشماری نفوس و مسکن در سال 95 هنوز برآورد دقیقی از جمعیت زنان سرپرست خانوار ارائه نداده است اما پیش‌بینی‌های قبلی بر آن بود که سهم زنان سرپرست خانوار از 12.5 درصد در سال 91 به 15 درصد در سال 1395 برسد.

گزارش‌های مربوط به سرشماری سال 90 نشان می‌دهد که حدود پنج سال پیش جمعیت زنان سرپرست خانوار به بیش از یک میلیون و 38 هزار نفر رسیده بوده است که براین اساس باید انتظار افزایش تعداد آنها را در فاصله سال 90 تاکنون داشت.

اما یکی از مباحث حائز اهمیت در خصوص این جمعیت، پراکندگی آنها در استان‌های مختلف است که برحسب این امر می‌توان برنامه‌های توانمندسازی و آموزش این زنان را باتوجه به میزان پراکندگی استانی، هدفمند کرد.

 

زنان سرپرست در كدام استان بيشتر هستند؟

 

براساس برآوردهای صورت گرفته استان‌های تهران، خراسان رضوی و اصفهان بیشترین جمعیت زنان خودسرپرست را در سال‌های اخیر داشته‌اند.

در مقابل نیز استان‌هایی همچون؛ ایلام، کهگیلویه‌وبویراحمد و بوشهر کمترین تعداد زنان سرپرست خانوار را دارا هستند.

بخش عمده زنان سرپرست خانوار را زنانی تشکیل می‌دهند که به دلیل فوت همسر سرپرستی خانواده را برعهده گرفته‌اند. پس از آن طلاق عامل اصلی تبدیل زنان به سرپرست خانوار است. گروه سوم هم زنانی هستند که به‌رغم وجود همسر به دلایلی چون معلولیت، از کارافتادگی، اعتیاد و …، سرپرست خانوار شده‌اند. 

 

افزايش سن زنان سرپرست درايران

اما نکته قابل توجه دیگر وضعیت سنی زنان سرپرست خانوار است. طی دهه اخیر به علت افزایش سن امید به زندگی، با زنانه شدن سالمندی در کشور روبرو هستیم که زنان سرپرست خانوار هم از این دایره مجزا نمانده‌اند. طبق برآوردهای صورت گرفته بیشترین زنان سرپرست کشور در گروه سنی 65 ساله و بیشتر قرار دارند که این موضوع به نوبه خود ضرورت پرداختن به حمایت‌های اجتماعی برای این گروه‌ را افزایش می‌دهد. براین اساس کمترین جمعیت این زنان نیز مربوط به گروه سنی کمتر از 20 سال اختصاص دارد. 

پراکندگی استانی، وضعیت سن، نوع سرپرستی خانوار و مواردی از این دست، ضرورت آسیب‌شناسی بیشتر و برنامه‌ریزی برای پرداختن به موضوع زنان سرپرست خانوار از بُعد سیاست‌های حمایتی، اجتماعی و اقتصادی را بیش از پیش روشن می‌سازد.

 

متوليان متعدد و ناهماهنگي

در این خصوص شهیندخت ملاوردی، معاون رئیس جمهور در امور زنان اخیرا با تاکید بر لزوم هماهنگی بیشتر در سیاست‌های اجتماعی مرتبط به زنان خودسرپرست، عنوان کرده:« در حال حاضر بحث زنان سرپرست خانوار،  متولیان متعددی دارد که برای پیشبرد اهداف این بخش نیازمند هماهنگی های لازم در این زمینه هستیم.

 در سال 74 قانون تامین زنان بی‌سرپرست و بدسرپرست را داشتیم که این قانون نیاز به  روز رسانی دارد و مدتی است که در دستور کار معاونت قرار گرفته و همه باید کمک کنند تا این قانون به روز رسانی شود.»

پیش از این نیز مرکز پژوهش‌های مجلس برای حل مشکلات زنان سرپرست خانوار پیشنهاداتی ارائه داده بود که از آن جمله می‌توان به؛ لزوم تمرکز تمامی امور حمایتی وتوانمندسازی زنان سرپرست خانوار و خودسرپرست در یک سازمان، تهیه بانک اطلاعاتی زنان سرپرست خانوار در کشور، حمایت از ایجاد و توسعه تشکل‌های غیردولتی برای کمک به زنان سرپرست خانوار، اشاره کرد.

*آمار و ارقام ذکر شده براساس آمار مرکز آمار ایران و سرشماری نفوس و مسکن

0

یادداشت

جایگاه زنان سرپرست خانوار در برنامه‌های اجرایی کجاست؟

 

تغییر وضعیت سرپرستان خانوار همواره در وضعیت معیشت و اقتصاد خانوارها اثرگذار بوده است. براساس برآوردهای آماری زمانی‌که سرپرست خانوار از وضعیت شاغل به بازنشسته تغییر وضعیت می‌دهد، خانواده به نسبت فقیرتر می‌شود. به همین ترتیب زمانیکه خانواده‌ای که با دو سرپرست اداره می‌شده اگر به هر دلیل یکی از سرپرستان خود را از دست بدهد به لحاظ اقتصادی دچار آسیب‌هایی خواهد شد. به ویژه اگر زن خانوار که پیش از آن مهارت یا شغلی نداشته به سرپرستی خانوار برسد، اقتصاد خانوار با چالش‌های بیشتری برای اداره خود روبرو خواهد شد. گرچه این آسیب‌ها تنها به حوزه اقتصادی محدود نمانده و اصولاً تغییر وضعیت سرپرستان خانوار با آسیب‌های روان‌شناختی و حتی اجتماعی نیز همراه است.

 

با آگاهی به این امر، توانمندسازی و آموزش مهارت به زنان سرپرست خانوار نه تنها یک نیاز که یک الزام در قالب حمایت‌های اجتماعی به شمار می‌آید که نه تنها نهادهای مختلف که دولت‌ها نیز ناگزیر به پیشبرد آن است. براین اساس در سال‌های اخیر طرح‌های مختلفی در این راستا به اجرا درآمده و در قالب برخی سیاست‌های کلان کشور از جمله برنامه ششم توسعه به این موضوع پرداخته شده است.

 

چند سالی‌ست که مراکز مداخله در بحران در استان‌های مختلف کشور راه‌اندازی شدند که این مراکز در کنار رسیدگی به مشکلات خانوادگی زنان و ارائه خدمات مشاوره‌ای، فضایی برای آموزش مهارت‌های شغلی به زنان با محوریت زنان سرپرست خانوار را دنبال می‌کنند. در کنار این مراکز دوره‌های آموزشی توان‌افزایی نیز جامعه زنان سرپرست خانوار را هدف قرار داده و آموزش کارآفرینی و اشتغال آن‌ها را دنبال می‌کند.

 

اما بخشی از حل این آسیب را باید در سیاست‌های دولتی دنبال کرد. طرح ملی توان افزایی و ارتقای تاب‌آوری اجتماعی یکی از سیاست‌های دولت به منظور مهارت‌آموزی به زنان سرپرست خانوار و در معرض آسیب است که عمدتا در محلات حاشیه‌نشین شهری دنبال می‌شود. در همین راستا معاونت امور زنان ریاست جمهوری نیز با هدف بهره‌مندی جامعه از سرمایه انسانی و اجتماعی زنان در فرآیند توسعه پایدار و استیفای حقوق شرعی و قانونی آنها در عرصه‌های مختلف، طرح توان‌افزایی زنان را توسط دولت یازدهم به نوعی در برنامه ششم توسعه دیده است.

 

در بخشی از این طرح که به توانمندسازی اقتصادی و افزایش فرصت‌های شغلی زنان در بازار کار اختصاص دارد، محوری با رویکرد حمایت از بازاریابی تولیدات صنایع دستی زنان سرپرست خانوار دیده شده که در قالب حمایت از برگزاری نمایشگاه‌های عرضه تولیدات این زنان می‌توان آن را دنبال کرد. این موضوع از آن جهت حائز اهمیت است که نمی‌توان صرفا به کارآفرینی و آموزش این زنان کفایت کرد و باید برنامه‌ای برای ورود آنها به بازار فروش و عرضه تولیداتشان در بازار نیز داشت.

 

اجرای طرح ملی توانمندسازی اقتصادی زنان زندانی، حمایت از توسعه تشکل‌های خیرین و بهره‌مندی از ظرفیت آنان جهت توانمندسازی زنان سرپرست خانوار و زنان آسیب دیده، اجرای طرح جامع توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار و تقویت و توسعه زمینه مهارت‌آموزی به منظور خودکفایی گروه‌های مختلف زنان با تاکید بر مناطق محروم، زنان آسیب‌پذیر و دارای معلولیت، از دیگر بخش‌هایی است که توسط دولت در قالب برنامه‌های میان مدت پنج ساله توسعه کشور دیده شده است.

 

بدون شک اهتمام به موضوع زنان سرپرست خانوار در قالب برنامه‌های کوتاه مدت و بلندمدت می‌تواند اثرات گسترده‌ای در حوزه اقتصادی و اجتماعی به همراه داشته باشد و دامنه آسیب‌ها را از این منظر تحت‌الشعاع قرار دهد. براین اساس لازم است در برنامه‌های توسعه‌ای کلان و حتی برنامه‌های شهری این بخش بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.

0

گفت‌وگو

کارگاه های کاری کوچک، فضایی برای اشتغال زنان خودسرپرست

 

تعاونی‌ها یکی از بخش‌های اقتصادی کشور به شمار می‌روند که به رقم سهم حداقلی خود، در برخی مناطق و استان‌ها توانستند تا حدودی به موفقیت‌هایی دست پیدا کنند. تشکیل دهندگان تعاونی‌ها اصولا افرادی هستند که امکان فعالیت فردی نداشته و در قالب یک گروه چند نفره می‌توانند به طور مشخص به فعالیت اقتصادی مشغول شوند.

 

تعاونی‌ها می‌توانند فضای مناسبی برای فعالیت و اشتغال زنان سرپرست خانوار به شمار آیند، حوزه‌ای که با منابع مالی اندک و حمایت‌های بخش تعاون، می‌تواند به فعالیت‌های تولیدی و خدماتی برای این گروه از زنان اختصاص پیدا کند.

 

مشاغل زنان در تعاوني ها

بنا به گفته وحیده نگین، مشاور وزیر تعاون در امور زنان و خانواده، در حال حاضر حدود 11 میلیون نفر از زنان عضو تعاونی‌های سراسر کشور هستند که نقش به سزایی در تولید و اشتغالزایی داشته‌اند.

 آن طور که نگین عنوان کرده؛« بیشترین گرایش تعاونی‌های زنان جهت انجام فعالیت اقتصادی را نساجی، چرم و پوشاک، زراعت، عمران و فرش دستباف، صنایع دستی، خدمات آموزشی، غذایی، دارویی و بهداشتی، خدمات رایانه‌ای است.»

زمينه مشاركتي زنان در اقتصاد

تعاونی‌های زنان بستر مناسبی برای انجام فعالیت در عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به شمار می‌روند که به دور از هرگونه تبعیض با رعایت برابری اعضاء و در قالب فرهنگ مشارکت عمومی برای اشتغال زنان تشکیل شده‌ و زمینه حضور آنها در اقتصاد را فراهم می‌کنند.

 

باتوجه به اینکه بخش عمده فعالیت‌های تعاونی زنان به حوزه‌هایی با تخصص‌های بومی و منطقه‌ای شامل فعالیت‌های کشاورزی، صنایع دستی و پوشاک اختصاص دارد، می‌توان از تعاونی‌ها به عنوان فرصتی مناسب برای اشتغالزایی زنان سرپرست خانوار یادکرد که با حمایت‌های مالی کوچک می‌تواند به درآمدزایی برای این گروه منجر شود.

 

امكاني كمتر ديده شده!

در سایر بخش‌ها نیز می‌توان با آموزش و ایجاد مهارت برای زنان خودسرپرست، آنها را به تشکیل تعاونی‌های کوچک برای ورود خود به اقتصاد و جامعه تشویق کرد. چرا که مهارت یک سوی ماجرا و بخش مهمتر آن فضاسازی برای بهره‌گیری و استفاده از این مهارت‌ها و آموزش‌ها است که بدون شک تعاونی‌ها می‌توانند یکی از امکان‌های قابل دسترس برای به عمل درآوردن آموخته‌ها باشند.

 

طبق گزارش وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در حال حاضر استان تهران دارای بیشترین تعاونی زنان در کشور است، براین اساس بیش از 12 هزار و 770 تعاونی زنان در استان تهران مشغول به فعالیت هستند.

0