Your address will show here +12 34 56 78
گفت‌وگو
به نقل از روزنامه ایران و در مصاحبه با فعالان حوزه زنان، توانمندسازی زنان در اقتصاد ایران یکی از مباحث نه چندان قدیمی است که در سالهای طولانی جدی گرفته نشد و در سالهای اخیر، کم کم اقدامات عملی را به خود دیده است.
هر چند دیر، اما این اقدام ضروری نتوانسته شرایط را تغییر دهد و آمارها حکایت از رشد زنان سرپرست خانوار دارد.
ادعایی که با آمارها خود نمایی می کند و ضرورت کارهای جدی تر و همه جانبه از سوی دولت، سازمانهای مردم نهاد و حتی بخش های مختلف تجاری کشور(در قالب مسئولیت های اجتماعی شرکت‌ها) را تاکید می کند.
آمارها چه می گویند؟
در این حوزه نگاهی به آمارها حقایق را روشن تر می کند. بر اساس آمارهای رسمی و در آخرین سرشماری نفوس و مسکن سال 95،39 میلیون و 427 هزار نفر از کل جمعیت 79 میلیون و 926 هزار نفری ایران زن هستند؛ سهم 49 درصدی از کل جمعیت کشور .
حال اگر بدانیم 64.3 درصد زنان ایرانی دارای همسر هستند و حدود 9.5 درصد زنان به دلیل فوت همسر یا طلاق، بدون همسر زندگی می‌کنند، آمارها هشدار برانگیز می شوند. زیرا از این میزان، 7.3 درصد همسر خود را به علت فوت از دست داده‌ و 2.2 درصد نیز از همسر خود طلاق گرفتند.
طبق همین گزارش 26.2 درصد از دختران هم تاکنون ازدواج نکرده اند که بخشی از آنها هم در گروه زنان سرپرست خانوار قرار می‌گیرند.
روند رو به رشد این حوزه هم هشدارها را بیشتر می کند تا بدانیم چرا باید همه بخش ها در این حوزه فعال شوند.
طبق آمار سال 85، زنانی که همسر خود را به دلیل فوت از دست داده اند،حدود 6.5 درصد بودند ودر سال 95 به 7.3 درصد رسیدند. زنانی هم که به واسطه طلاق، سرپرست خانوار شدند هم از 0.9 درصد سال 85 به 2.2 درصد در سال 95 رسیده‌اند.




توانمندی زنان سرپرست خانوار؛ چگونه ؟
بر اساس این بررسی، بسیاری از این زنان فاقد مهارت و توانمندی لازم برای اداره زندگی و معیشت خود و خانواده‌شان هستند و این موضوع یعنی آنها بیش از پیش آسیب‌پذیر خوهند بود و جامعه را با مشکلات بیشتر روبرو می کند.
در این میان کنترل آسیب‌های احتمالی ناشی از این شرایط، نیازمند سیاست‌هایی است که به توانمندسازی، مهارت‌آموزی و در واقع آماده‌سازی این زنان برای مدیریت اقتصادی و اجتماعی خود و خانواده‌شان را در پی داشته باشد. علاوه بر نگاهی کلان به ابعاد مختلف این مسئله که از سوی دولت و حاکمیت ضروری است، حضور و مشارکت همه بخش های اقتصادی هم ضروری است.این همان نکته‌ایست که فعالان حوزه زنان و اقتصاد دانان بر آن تاکید دارند.
خودباوری در زنان ضروری است
فاطمه مقیمی عضو هیات رئیسه اتاق بازرگانی تهران که یکی از کارآفرینان برتر حوزه زنان است در این خصوص معتقد است که باید فضا برای بزرگتر شدن بخش‌ خصوصی فراهم شود تا با بزرگتر شدن حوزه اختیارات بخش‌خصوصی، بخشی از مسئولیت از گردن دولت برداشته ‌شود.
او با تشریح یک راهکار عملی می گوید: برای توانمند کردن زنان سرپرست خانوار باید مسئولیت به عهده سازمان های مردم نهاد سپرده شود؛ زیرا این سازمان‌ها با تمرکز و پیگری بیشتر، مشکلات این قشر را پیگیری خواهند کرد.
او با اشاره به ضرورت برنامه‌ ریزی دقیقی برای استفاده از قابلیت های زنان افزود: افزایش سازمان‌های مردم نهاد باید در اولویت برنامه‌های دولت قرار گیرد؛ هرچند که در کشور ما طی سال‌های اخیر تاکید زیادی بر ایجاد و توانمندسازی سازمان های مردم نهاد داشته ایم اما این نهادهای مدنی و اجتماعی هستند که باید برای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار وارد میدان شوند.
او توانمندسازی را با آموزش اعتماد به نفس و خودباوری در این زنان زمینه شروع کار دانست و گفت: تولید و مشارکت اقتصادی در مرحله بعدی قرار دارد .
وی با اشاره به آمار فقر 30تا 50 درصدی بیشتردر خانواده‌های زن سرپرست ادامه داد: اقدامات باید به گونه ای باشد که زنان و مردان به یک اندازه از فرصت ها بهره مند شود که در این حوزه، نظام اقتصادی کشور باید حضور مستقل زنان در عرصه های تولید، آموزش و … را مورد توجه قرار دهد.
توانمندسازی و آموزش توسط چه گروه هایی؟
حسین راغفر اقتصاد دان و استاد دانشگاه الزهرا نیز در این حوزه با اشاره به مسئولیت دولت در حوزه فقر زدایی در همه اقشار جامعه و خاصه زنان سرپرست خانوار می گوید:اگرچه فقر از والدین به فرزندان ارث می رسد اما باید توجه کنیم که فقر محصول شرایط اجتماعی است و دولت ها می توانند با اقدامات مداخله ای خود مسئله فقر را در جامعه حل کنند.
وی با اشاره به اهمیت آموزش و توانمند سازی افزود: اولین و ابتدایی ترین اقدامی که دولت ها باید انجام دهند از بین بردن شکاف آموزشی است؛ اگر نظام آموزشی شرایط یکسانی را برای آموزش افراد به وجود آورد و آنها را برای ورود به عرصه کار و تولید آماده کند جامعه در بلند مدت با مشکل فقر مواجه نخواهد بود.
وی با تاکید بر نقش مشارکت های اجتماعی و مسئولیت اجتماعی شرکت های اقتصادی و ایجاد کمپین های مرتبط مانند کمپین «هم سایه شو» که اخیرا فعالیت خود را آغاز کرده، توضیح داد: مسئولیت کمپین‌های اجتماعی بیش از آنکه از بین بردن فقر در این اقشار باشد باعث آگاهی عمومی و توجه به مشکلات می شود.
او ادامه داد: این کمپین ها برای حل مشکلات اجتماعی وارد میدان شده اند اما به عقیده من مهمترین مسئولیت آنها ایجاد آگاهی در عموم مردم نسبت به شرایط اقشار خاص است.
این آگاهی بخشی نه تنها جامعه را نسبت به این مشکلات و دغدغه ها حساس می‌کند بلکه اهرم فشاری برای دولت‌ها هم به حساب می آید.
وی تاکید کرد: جلب مشارکت مردمی توسط سازمان های مردم نهاد می تواند در فقر زدایی نقش موثری داشته باشد.

آموزش مهارت؛چکونه و از چه زمانی؟
لیلا ارشد مددکار اجتماعی و مدیر خانه خورشید هم در این بخش نظری تکمیلی دارد و معتقد است که زنان بدون برخورداری مهارت برای ادامه زندگی و کسب درآمد وقتی سرپرست خانوارشوند، تنها مشکلات اقتصادی ندارند و در ابعاد روانی هم چالش خواهند داشت.
او در حوزه روش های توانمد سازی هم افزود: روند مهارت آموزی و توانمندسازی باید از سنین پایین به فرزندان به ویژه گروه‌های در معرض آسیب آموزش داده شود تا در آینده با چالش‌های کمتری مواجه شود. وی تاکید کرد: اگر از کودکی به فرزندان به ویژه دختران آموزش‌های لازم داده شود، آنها در آینده با برعهده گرفتن سرپرستی خانوار مشکلات کمتری را پیش روی خود خواهند داشت؛ از این رو این سیاست در قالب پیشگیری سطح اول می‌تواند از طریق مدارس و سیستم آموزش عالی به دختران و زنان آموزش داده شود.
ارشد درباره حضور نهادهای اجتماعی و مدنی در این زمینه هم با اشاره به فعالیت‌های گسترده در سالهای اخیر گفت: این نهادها برای افزایش مهارت‌های اجتماعی و کاری زنان سرپرست خانواده و در معرض آسیب کارهای جدی را انجام داده اند اما بدون شک در این زمینه باید یک اجماع همگانی برای توانمندسازی این گروه از زنان صورت گیرد.
وی شکل‌گیری کمپین‌ «هم_سایه_شو» را در راستای آموزش و کارآفرینی زنان سرپرست خانوار را مفید دانست و ادامه داد:این اقدام در شرکت های تجاری می تواند منافع اجتماعی و اقتصادی بنگاه‌های اقتصادی را محقق کند زیرا آموزش به این زنان، یعنی افزایش کارایی اجتماعی و افزایش قدرت خرید همین خانوارها.
وی تاکید کرد: کمپین‌ها می‌توانند بخشی از جامعه را برای اهدافی عالی در جامعه با خود همراه کنند و به این ترتیب در نقش آگاهی بخشی در جامعه عمل کنند.

• آمار و ارقام ذکر شده براساس آمار سرشماری نفوس و مسکن
0

گفت‌وگو
آموزش خودباوری و اعتماد به نفس برای زنان، تولیدات صنایع دستی آنها را به محصولاتی قابل عرضه در بازار تبدیل می‌سازد.
افسانه احسانی، رئیس هیات مدیره انجمن موسسه آوای طبیعت پایدار با اشاره به اقدامات این گروه در جهت توان‌افزایی جوامع روستایی و عشایری عنوان کرد: ما با هدف تولید صنایع‌دستی و هنرهای بومی مناطق مختلف کشور اقدام به ایجاد اشتغالزایی برای جوامع محلی با محوریت زنان می‌کنیم که این اشتغالزایی و آموزش با نگاه به منابع طبیعی و زیست‌محیطی جوامع صورت می‌گیرد.
او با اذعان به اینکه در اغلب روستاهای کشور استعدادهای غنی در حوزه صنایع‌دستی وجود دارد، گفت: مهمترین کاری که ما در این مناطق نسبت برای زنان که شامل زنان سرپرست خانوار هم می‌شود انجام می‌دهیم، تلاش برای ایجاد اعتماد به‌نفس، خودباوری و آموزش تولید برای بازار هدف است.
وي ادامه داد:در واقع این زنان سال‌هاست که صنایع دستی مناطق بومی خود را دارند و در تولید آنها توانمند هستند، ما به آنها کمک می‌کنیم که از طریق تولید این صنایع دستی به درآمدزایی برای خود برسند.
احسانی در این خصوص اضافه کرد: یکی از تلاش‌هایی که در این زمینه صورت می‌گیرد، تلاش برای ذائقه‌سازی است. معتقدیم که باید اهمیت هنری یکسری از صنایع دستی و تولیدات فرهنگی را به مخاطب معرفی کنیم نه اینکه صرفا به دنبال آن باشیم که باتوجه به ذائقه بازار تولیداتی صورت گیرد. به عبارتی اقتصاد را در خدمت فرهنگ قرار می‌دهیم نه فرهنگ را در خدمت اقتصاد.
او می‌افزاید: در حال حاضر در مناطق مختلف روستایی و عشایری زنان تولیداتی دارند که شاید کمتر برای مخاطب و بازار معرفی شده باشد که ما تلاش می‌کنیم با معرفی این محصولات و ایجاد خودباوری برای افزایش تولید آن توسط زنان، به آنها کمک کنیم که از این طریق برای خود درآمدزایی کنند که خوشبختانه این کار در حال انجام است و زنان بسیاری با این اقدامات توانستند خود به درآمدزایی برسند.
این فعال حوزه گردشگری توضیح می‌دهد: تاکنون فعالیت‌های کارآفرینی و اشتغالزایی با محوریت زنان در 12 روستای کشور به اجرا درآمده که به واسطه آن بیش از 150 نفر با این آموزش‌ها دارای شغل پایدار شده‌اند.
او معتقد است؛ توانمندی‌ها و استعدادهای گسترده و غنی‌ای در حوزه صنایع دستی و در روستاهای مختلف کشور وجود دارد که با پرورش این استعدادها و آموزش می‌توان آنها را به منابع درآمدی برای ساکنان این مناطق و زنان توانمند روستایی و عشایری، تبدیل کرد.
0

گفت‌وگو

به نقل از روزنامه جهان صنعت در گفتگو با مهدی تقوی، کارشناس اقتصادی با تاکید بر لزوم اهتمام دولت به توانمندسازی زنان سرپرست خانوار، معتقد است در زمینه آموزش و مهارت‌آموزی این زنان نباید به صورت سنتی عمل کرد و باید با توجه به نیازسنجی بازار به آموزش آنها پرداخت.

مهدی تقوی، کارشناس ارشد مسائل اقتصادی با تاکید براینکه زنان سرپرست خانوار اصولا از انگیزه بالایی برای ورود به چرخه تولید و کار برخوردارند، گفت: توانمندسازی و آموزش به زنان سرپرست خانوار و همزمان تلاش برای به کارگیری توانمندی آنها در حوزه تولید، می‌تواند گروهی را که تا پیش از آن صرفاً مصرف‌کننده بودند را به نیروی مولد تبدیل کند که این می‌تواند اثرات مثبتی در گردش اقتصادی جامعه به همراه داشته باشد.

او در خصوص آموزش مهارت شغلی به این گروه از زنان توضیح می‌دهد: نکته‌ای که در این خصوص حائز اهمیت است آنکه نباید به مقوله آموزش زنان سرپرست خانوار به صورت سنتی عمل کرد. یعنی مهارت آموزی صرفا به حوزه‌هایی نظیر قالیبافی، خیاطی و مواردی از این دست محدود نشود و می‌توان توانمندسازی را برمبنای نیازهای روز بازار برنامه‌ریزی کرد. به عنوان نمونه آموزش تعمیرات اولیه گوشی تلفن همراه یا مواردی از این دست می‌تواند نمونه‌های مناسبی در جهت آموزش به این گروه از زنان باشد.

تقوی معتقد است؛ دولت مهمترین نهادی است که باید وظیفه توانمندسازی و آموزش زنان سرپرست خانوار را برعهده بگیرد و جامعه هدف را برمبنای نیازسنجی تحت آموزش قرار دهد. البته در کنار دولت سایر نهادهای اجتماعی و حتی بخش خصوصی نیز می‌توانند به این حوزه ورود کرده و سهمی در این حوزه داشته باشند.

این کارشناس اقتصادی می‌افزاید: بدون شک با افزایش سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی در کشور فضا برای فعالیت زنان سرپرست خانوار هم به مراتب بیش از قبل فراهم می‌شود و آنها همچون سایر اقشار از این روند بهره‌مند خواهند شد. افزایش سرمایه‌گذاری یعنی جذب نیروی کار بیشتر به فعالیتهای تولیدی که براین اساس اگر زنان سرپرست خانوار تحت آموزش قرار بگیرند، با روند رو به رشد سرمایه‌گذاری در کشور می‌توان بخشی از آنها را نیز به عنوان نیروی کار جذب کرد.

او علاوه بر نتایج اقتصادی و درآمدی توانمندسازی زنان سرپرست خانوار برای آنها، به ابعاد اجتماعی این موضوع نیز اشاره کرده و در این خصوص عنوان می‌کند: توانمندسازی زنانیکه از مهارت کافی برای کسب درآمد بی‌بهره هستند بدون شک بر کاهش آسیب‌های اجتماعی ناشی از بیکاری این زنان اثرگذار است. برخی به دلیل فقدان مهارت برای ورود به بازار کار و کسب درآمد ناگزیر به بزهکاری‌های مختلف می‌شوند که این مسئله نه تنها برای خود آنها که بر جامعه نیز اثرگذار است.

تقوی خاطرنشان می‌کند: بیکاری خود یک آسیب اجتماعی و اقتصادی است و رها کردن زنان سرپرست خانوار به حال خود آسیبی را از طریق این زنان به خانواده‌هایشان منتقل می‌کند. برهمین اساس آموزش این زنان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است که نباید از آن غافل شد.

وی در خصوص نقش کمپین‌های اجتماعی مانند کمپین مسئولیت اجتماعی «هم_سایه_شو» که اخیرا در خصوص حمایت از زنان سرپرست خانوار آغاز به کار کرده، اظهار کرد: در دنیای کنونی، کمپین‌های اجتماعی نقشی تعیین کننده در اقتصاد دارند و با هدفی که دنبال می کنند، میزان استقبال مردم نسبت به مصرف و یا حمایت از برندها را تغییر می دهند. این کمپین هم با هدفی که دارد می تواند جامعه را نسبت به زنان سرپرست خانوار و اهمیت آن در جامعه حساس کنند و به طور حتم، می توان به موفقیت کمپین های اجتماعی که با هدف مسئولیت اجتماعی بنا شده اند امید داشت.

0

گفت‌وگو

آموزش زنان نباید به صورت معلم_شاگردی بوده و باید فضا برای حضور عملی افراد در جریان آموزش فراهم شود.

امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس با تاکید بر اهمیت توانمندسازی و مهارت‌آموزی زنان سرپرست خانوار عنوان کرد: عمدتا زنان سرپرست خانوار با مشکلات معیشتی مواجه بوده و از توان مالی مناسبی برخوردار نیستند، چه بسا اطلاعات زیادی در خصوص امور اقتصادی و مشاغل ندارند و از سطح تحصیلات پایینی برخوردارند.

برهمین اساس مهارت‌آموزی آنها می‌تواند در زندگی‌شان موثر باشد.

او با اشاره به تحقیقاتی که در دهه ۴۰ توسط والتر لوین، از اساتید MIT انجام شده بود، می‌گوید: براساس آن تحقیقات عنوان شد که مهارت‌آموزی نباید به صورت معلم_شاگردی دنبال شود بلکه در آموزش به افراد باید به صورت عملی اقدام کرده و فرد را عملا در روند یادگیری دخیل کرد.

برهمین اساس معتقدم در روند توانمندسازی زنان نیز باید آموزش به نحوی باشد که فرد کارآموز صرفا در قالب استاد_شاگردی تحت مهارت‌آموزی قرار نگیرد.

 

این جامعه‌شناس به سایر ابعاد آموزش زنان سرپرست خانوار نیز اشاره کرد و افزود: در بسیاری موارد زنان سرپرست خانوار به دلیل نیازهای مالی درگیر انواع آسیب‌های اجتماعی چون تن‌فروشی، اعتیاد، بزهکاری و …، می‌شوند.

به اعتقاد قرایی‌مقدم؛ توانمندسازی زنان سرپرست خانوار از ورود آنها و خانواده‌هایشان به دوره بطالت، آسیب و فقر جلوگیری کرده و جمعیتی را از یک فضای منفعل و سردرگم خارج می‌سازد. این امر موجب می‌شود فضا برای حضور فعالانه‌تر زنان در مشاغل مختلف و در جامعه فراهم شود.

0

گفت‌وگو

حسین راغفر عنوان کرد:

شیوع بیشتر فقر در میان خانوارهای با سرپرست زن

 

دولت به عنوان یکی از مهم‌ترین ارکان ساختاری در کاهش نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی است تا جاییکه برخی کارشناسان یکی از مسئولیت‌های دولت‌ها را فقرزدایی در جامعه عنوان می‌کنند. حسین راغفر، کارشناس اقتصادی با اشاره به دامنه فقر و نابرابری اجتماعی و اقتصادی در جامعه، معتقد است زنان سرپرست خانوار اصولا بیش از خانوارهایی که توسط مردان سرپرستی می‌شوند در معرض فقر قرار دارند که یکی از مهمترین علل آن نابرابری در دسترسی به فرصت‌های برابر میان زنان و مردان است. او در این گفت‌وگو با تاکید بر لزوم پرداختن به توانمندسازی و مهارت‌آموزی زنان سرپرست خانوار، به پیش نیازهای توانمندسازی این گروه از زنان جامعه اشاره می‌کند

*در حال حاضر باتوجه به رشد زنان سرپرست خانوار در کشور، لزوم پرداختن به توانمندسازی و مهارت آموزی این گروه از چه اهمیتی برخوردار است؟

 

در کشور و فرهنگ ما همیشه مردان سرپرست یا به اصلاح نان‌آور خانواده محسوب می‌شدند به همین دلیل بیشتر آموزش‌ها و اغلب فرصت‌ها در اختیار مردان قرار گرفته است. پس از بیکار شدن همسر، از کار افتادگی، طلاق یا فوت همسر، این زنان هستند که سرپرستی خانواده‌ها را بر عهده می‌گیرند اما به دلایل مختلف اجتماعی و اقتصادی پس از مدتی خانواده با بحران رو به رو می‌شود. آمارها نشان می‌دهد فقر در خانواده‌هایی که سرپرستان آنان زنان هستند بین 30تا 50 درصد بیشتر ازخانوارهایی است که توسط مردان سرپرستی می‌شوند. با این حال در سال‌های گذشته تعداد خانوارها با سرپرست زن بیشتر شده و باید توجه ویژه ای به ورود این بخش از جامعه به اقتصاد و امور تولیدی کشور شود. در این راستا اقدامات باید به گونه‌ای باشد که زنان و مردان به یک اندازه از فرصت‌های شغلی بهره‌مند شوند. نظام اقتصادی کشور باید حضور مستقل زنان در عرصه‌های تولید، آموزش و … را مورد توجه قرار دهد

 

*به عقیده شما امر توانمندسازی و آموزش زنان سرپرست خانوار باید از سوی کدام بخش و نهاد دنبال شود؟ دولت، بخش‌خصوصی یا نهادهای مدنی و اجتماعی؟

 

همواره مسئولیت فقر زدایی در همه اقشار جامعه و به طور مشخص زنان سرپرست خانوار و خانواده‌های آسیب‌پذیر، متوجه دولت‌ها است. البته اینکه دولت‌ها چه اقدامات مداخله‌ای می‌توانند در این زمینه داشته باشند، از کشوری به کشور دیگر و از جامعه‌ای به جامعه‌ی دیگر متفاوت است. اما موضوع اصلی این است که نمی‌توان مسئله فقر را بدون سیاست‌گذاری دولت‌ها حل و فصل کرد. اگرچه فقر از والدین به فرزندان به ارث می‌رسد اما باید توجه کنیم که فقر محصول شرایط اجتماعی است. دولت‌ها می‌توانند با اقدامات مداخله‌ای خود که یکی از آنها آموزش و توانمندسازی است، مسئله فقر را در جامعه حل کنند. در خصوص مسئولیت فقرزدایی دولت‌ها، اقدامات اساسی‌تری پیش از توانمندسازی وجود دارد. اولین و ابتدایی‌ترین اقدامی که دولت‌ها باید انجام دهند از بین بردن شکاف آموزشی است. اگر نظام آموزشی شرایط یکسانی را برای آموزش افراد به وجود آورد و آنها را برای ورود به عرصه کار و تولید آماده کند، جامعه در بلندمدت با مشکل فقر مواجه نخواهد بود. یکی از موثرترین اقدامات دولت‌ها ایجاد عدالت آموزشی است که فرصت را برای رسیدن به عدالت اجتماعی فراهم می‌سازد. دولت باید پیش از هر چیز، اقداماتی برای پیشگری از فقر انجام دهند. مشکل اصلی، نابرابری در جامعه است. وقتی نابرابری تولید شود، فقر نیز به دنبال آن تولید خواهد شد. از بین برد فقر هم با اقدامات مداخله‌ای دولت مانند توانمندسازی افراد در معرض آسیب قابل رفع است

 

*در این میان راه‌اندازی کمپین‌های اجتماعی مانند “هم سایه شو” که اخیرا با هدف توانمندسازی و آموزش زنان سرپرست خانوار، تا چه اندازه می‌تواند به فرهنگ‌سازی در زمینه مسئولیت اجتماعی بخش‌های مختلف مثمرثمر واقع شود؟

 

مسئولیت کمپین‌های اجتماعی بیش از آنکه از بین بردن فقر در میان این اقشار باشد، ایجاد آگاهی عمومی و توجه به مشکلاتی است که محصول نظام اجتماعی است. این کمپین‌ها برای حل مشکلات اجتماعی وارد میدان شده‌اند اما به عقیده من مهمترین مسئولیت آنها ایجاد آگاهی در میان عموم مردم نسبت به شرایط اقشار خاص است. این آگاهی‌بخشی نه تنها جامعه را نسبت به این مشکلات و دغدغه‌ها حساس می‌کند بلکه اهرم فشاری برای دولت‌ها هم به حساب می‌آید. 

 

با وجود اینکه معتقدم مسئولیت اصلی در زمینه توانمند سازی و فقرزدایی از خانواده‌هایی با سرپرست زن بر عهده دولت است اما باید به این موضوع هم توجه داشت که دولت‌ها به تنهایی از پس این مسئولیت بر نمی‌آیند. به خصوص اگر در جامعه‌ای فقر و آسیب های اجتماعی فراگیر باشد. در چنین شرایطی کمپین ها باید به کمک دولتها بیایند، در این راستا جلب مشارکت مردمی توسط سازمان‌های مردم نهاد می‌تواند در فقرزدایی این گروه از جامعه نقش موثری داشته باشد.

0

یادداشت

عنوان سـرپرست خانوار به یكی از اعضای خانوار كه در خانواده با این مسئولیت شناخته می‌شود اطلاق می‌شود. درصورتی كه اعضای خانوار قادر به تعیین سرپرست خود نباشند، مسن ترین عضو خانوار به عنوان سرپرست خانوارشناخته می‌شود. معمولاً در خانواده، پدر سرپرست خانوار است و در صورت نبود پدر (فوت،طلاق و…) مادر سرپرست خانوار محسوب می‌شود. درگذشته خانواده‌هایی كه با سرپرستی زنان اداره می‌شد در جامعه به خانواده “بی سرپرست” شهرت داشتند. متأسفانه هنوز هم در برخی موارد از این ادبیات نادرست استفـاده می‌شود.  زنان بیوه ، زنان مطلقـه (اعم از زنـانی كه پس ازطلاق به تنهایی زندگی می‌كنند و یا به خانه پدری بازگشته ولی خود امرار معاش می‌كنند ) ، همسران مردان معتاد ، همسران مردان زندانی، همسران مردان بیكار ، همسران مردان مهاجر ، همسران مردانی كه در نظام وظیفه مشغول خدمت هستند، زنان خودسرپرست (زنان سالمند تنها ) ، دختران خودسرپرست ( دختران بی سرپرستی كه هرگز ازدواج نكرده‌اند )، همسران مردان ازكارافتاده و سالمند در گروه زنان سرپرست خانوار تعریف می‌شوند.

زنان سرپرست خانوار یا خود سرپرست با مصائب، مشكلات و موانع بسیاری  در زندگی روبرو هستند كه دركنار مشكلات و مسائل شهرهای بزرگ، آسیب‌های جبران ناپذیری را بر آن‌ها و جامعه وارد می‌سازد. توجه به مسائل و مشكلات این قشر و بررسی همه جانبه و دقیق این مشكلات و ارائه راهكارهای درست و اصولی به منظور حمایت از این قشر، از جمله وظایف نهادها و سازمان‌های خدمات اجتماعی در هر كشور است. متأسفانه در جامعه ما زندگی زنان پس از ترك شوهر  (به دلیل فوت، طلاق و…) غالباً با ابهامات و مخاطراتی روبروست، از جمله سرپرستی فرزندان به تنهایی و گاه به سختی، مشكلات اقتصادی، زندگی در تنهایی و همراه با افسردگی و ناامیدی، همچنین نگرش غلط جامعه نسبت به زنان مطلقه و بیوه در نبود همسرانشان، آنان را در روابط اجتماعی و حضور در اجتماع با مشكلات عدیده‌ای روبرو می‌كند. زنان سالمند از این گروه نیز مشكلات خاص خود را دارند.

0