Your address will show here +12 34 56 78
گفت‌وگو

توانمندسازی تنها به معنای آموزش و مهارت‌آموزی به زنان سرپرست خانوار نیست چرا که باید به بازاری برای فروش تولیدات‌شان نیز فکر کرد.

به نقل از روزنامه اعتماد،  زهرا کریمی، مشاور وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با تاکید بر این موضوع معتقد است در صورتی‌که تنها به زنان مهارتی داده شود و برای عرضه آن تولیدات در بازار فکری نشود، روند توانمندسازی ناقص خواهد بود و نتیجه‌اش روی آوردن افراد به دست‌فروشی در محل‌هایی همچون مترو می‌شود. او در گفت‌وگویی به بیان لزوم ورود نهادها و دولت به موضوع توانمندسازی زنان سرپرست خانوار می‌پردازد.

*چه عاملی در کشور ما زنان را به سرپرست خانوار تبدیل می‌سازد؟

گاهی طلاق و گاهی هم مرگ همسر دلیلی‌ای است که موجب می‌شود برخی زنان مسئولیت سرپرستی یک خانواده را بر عهده گیرند. در کشور ما به دلیل اینکه بعد از طلاق یا مرگ همسر زنان کمتر ازدواج مجدد را تجریه می‌کنند و ترجیح می‌دهند ادامه زندگی را وقف فرزندانشان کنند، معمولا بعد از طلاق یا فوت همسر خودشان سرپرست خانوار باقی می‌مانند. اما دیگر سرپرستان خانوار دخترانی هستند که هیچگاه ازدواج نکرده‌اند و به دلایلی مانند فوت والدین از خواهر و برادران کوچکتر خود مراقبت و نگهداری می‌کنند که تعداد این زنان هم کم نیست. ما به تازگی آماری داریم از زنان مجردی که سرپرستی کودکی را بر عهده گرفته‌اند.این زنان هم بخش دیگری از جامعه زنان سرپرست خانوار ما را تشکیل می ‌دهند.

* زنان برای حضور در جامعه و تامین نیازهای مالی‌شان، نیازمند شغل و مهارت هستند که عمدتا فاقد مهارت‌های لازم برای ورود به بازار کار هستند. براین اساس توانمندسازی و آموزش این زنان را چه گروهی باید دنبال کنند؟ دولت، بخش خصوصی یا سایر نهادهای مدنی و مردمی؟

وظیفه توانمندسازی زنان سرپرست خانوار بر عهده دولت است. گاهی این اشتباه رخ می‌دهد که برخی می‌پرسند زنان سرپرست خانوار چه تاثیری می‌توانند بر تولید و اقتصاد کشور داشته باشند. به عقیده من این سوال درستی نیست چرا که این دولت‌ها هستند که موظف هستند نقشی در زندگی این افراد ایفا کنند و آموزش ‌مهارت‌های لازم را به آنان بیاموزند. یکی از مهم‌ترین وظایف دولت‌ها در برابر اقشار آسیب‌پذیر حمایت و توانمندسازی آنها است. پس نباید این انتظار را داشته باشیم که آنها به کمک دولت‌ها بیایند بلکه بالعکس این دولت‌ها هستند که باید به کمک این افراد بیایند و آنها را از آسیب‌هایی که فقر برایشان به دنبال خواهد داشت محافظت کنند.

*آیا توانمندسازی زنان سرپرست خانوار می‌تواند کمکی به خروج مستقیم آنها از دایره فقر کند؟

بحث توانمند سازی زنان باید ادامه‌دار باشد .گاهی ما آموزش و مهارت لازم را به این زنان می‌دهیم و امکانات تولید را هم در اختیارشان می‌گذاریم اما بازاری برای فروش تولیدات این افراد وجود ندارد. اگر توانمندسازی زنان ادامه‌دار باشد می‌تواند به خروج آنها از دایره فقر منجر شود. ضمن اینکه اگر این اتفاق به هر دلیل رخ ندهد یا نیمه کاره رها شود فقر از همان فرد به فرزندش سرایت می‌کند. همه ما می‌دانیم که فقر می‌تواند مسری و موروثی باشد. سرایت فقر یعنی سرایت آسیب اجتماعی، سرایت اعتیاد، طلاق، بیماری و… .

*به عقیده شما وجود کمپین‌ اجتماعی «هم‌سایه‌شو» که قصد دارد از عایدات فروش محصولات خود منابعی را در حوزه آموزش و توانمندسازی زنان سرپرست خانوار و کارآفرینی برای آنها هزینه کند، چقدر می‌تواند در این زمینه موثر باشد و به عنوان یک فرهنگ نهادینه شود؟

قطعا در این مورد می‌توان روی کمک کمپین‌های اجتماعی حساب کرد. همچنین NGO ها و نهادهای اجتماعی در عرضه تولیدات می‌توانند بسیار کارآمد و مفید باشند. گاهی این کمپین‌ها با شناخت و معرفی برخی کالاها و بازار مربوط به آن درآمد پایداری برای زنان سرپرست خانوار به وجود می‌آورند. در واقع آن چیزی که زنان سرپرست خانوار به آن نیاز دارند همین درآمد پایدار است. تخصص در یک حرفه مشخص چیزی است که کمپین‌های اجتماعی باید آن را دنبال کنند. گاهی NGO های ما تلاش می‌کنند که با آموزش زنان سرپرست خانوار از آنها حمایت کنند. باید بگویم در این مورد تنها آموزش کافی نیست. شاید دادن آموزش و ابزار تولید شرط لازم باشد اما قطعا کافی نیست. یکی از مهمترین شروط برای کسب موفقیت در این حوزه شناخت و ایجاد بازار برای این افراد است. تا زمانی که بازار مشخص برای این تولید وجود نداشته باشد فرد مجبور می‌شود تولید خود را در مترو و گوشه خیابان عرضه کند و این یعنی ناقص ماندن روند حمایت و توانمندسازی.

0

گفت‌وگو
به نقل از روزنامه ایران و در مصاحبه با فعالان حوزه زنان، توانمندسازی زنان در اقتصاد ایران یکی از مباحث نه چندان قدیمی است که در سالهای طولانی جدی گرفته نشد و در سالهای اخیر، کم کم اقدامات عملی را به خود دیده است.
هر چند دیر، اما این اقدام ضروری نتوانسته شرایط را تغییر دهد و آمارها حکایت از رشد زنان سرپرست خانوار دارد.
ادعایی که با آمارها خود نمایی می کند و ضرورت کارهای جدی تر و همه جانبه از سوی دولت، سازمانهای مردم نهاد و حتی بخش های مختلف تجاری کشور(در قالب مسئولیت های اجتماعی شرکت‌ها) را تاکید می کند.
آمارها چه می گویند؟
در این حوزه نگاهی به آمارها حقایق را روشن تر می کند. بر اساس آمارهای رسمی و در آخرین سرشماری نفوس و مسکن سال 95،39 میلیون و 427 هزار نفر از کل جمعیت 79 میلیون و 926 هزار نفری ایران زن هستند؛ سهم 49 درصدی از کل جمعیت کشور .
حال اگر بدانیم 64.3 درصد زنان ایرانی دارای همسر هستند و حدود 9.5 درصد زنان به دلیل فوت همسر یا طلاق، بدون همسر زندگی می‌کنند، آمارها هشدار برانگیز می شوند. زیرا از این میزان، 7.3 درصد همسر خود را به علت فوت از دست داده‌ و 2.2 درصد نیز از همسر خود طلاق گرفتند.
طبق همین گزارش 26.2 درصد از دختران هم تاکنون ازدواج نکرده اند که بخشی از آنها هم در گروه زنان سرپرست خانوار قرار می‌گیرند.
روند رو به رشد این حوزه هم هشدارها را بیشتر می کند تا بدانیم چرا باید همه بخش ها در این حوزه فعال شوند.
طبق آمار سال 85، زنانی که همسر خود را به دلیل فوت از دست داده اند،حدود 6.5 درصد بودند ودر سال 95 به 7.3 درصد رسیدند. زنانی هم که به واسطه طلاق، سرپرست خانوار شدند هم از 0.9 درصد سال 85 به 2.2 درصد در سال 95 رسیده‌اند.




توانمندی زنان سرپرست خانوار؛ چگونه ؟
بر اساس این بررسی، بسیاری از این زنان فاقد مهارت و توانمندی لازم برای اداره زندگی و معیشت خود و خانواده‌شان هستند و این موضوع یعنی آنها بیش از پیش آسیب‌پذیر خوهند بود و جامعه را با مشکلات بیشتر روبرو می کند.
در این میان کنترل آسیب‌های احتمالی ناشی از این شرایط، نیازمند سیاست‌هایی است که به توانمندسازی، مهارت‌آموزی و در واقع آماده‌سازی این زنان برای مدیریت اقتصادی و اجتماعی خود و خانواده‌شان را در پی داشته باشد. علاوه بر نگاهی کلان به ابعاد مختلف این مسئله که از سوی دولت و حاکمیت ضروری است، حضور و مشارکت همه بخش های اقتصادی هم ضروری است.این همان نکته‌ایست که فعالان حوزه زنان و اقتصاد دانان بر آن تاکید دارند.
خودباوری در زنان ضروری است
فاطمه مقیمی عضو هیات رئیسه اتاق بازرگانی تهران که یکی از کارآفرینان برتر حوزه زنان است در این خصوص معتقد است که باید فضا برای بزرگتر شدن بخش‌ خصوصی فراهم شود تا با بزرگتر شدن حوزه اختیارات بخش‌خصوصی، بخشی از مسئولیت از گردن دولت برداشته ‌شود.
او با تشریح یک راهکار عملی می گوید: برای توانمند کردن زنان سرپرست خانوار باید مسئولیت به عهده سازمان های مردم نهاد سپرده شود؛ زیرا این سازمان‌ها با تمرکز و پیگری بیشتر، مشکلات این قشر را پیگیری خواهند کرد.
او با اشاره به ضرورت برنامه‌ ریزی دقیقی برای استفاده از قابلیت های زنان افزود: افزایش سازمان‌های مردم نهاد باید در اولویت برنامه‌های دولت قرار گیرد؛ هرچند که در کشور ما طی سال‌های اخیر تاکید زیادی بر ایجاد و توانمندسازی سازمان های مردم نهاد داشته ایم اما این نهادهای مدنی و اجتماعی هستند که باید برای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار وارد میدان شوند.
او توانمندسازی را با آموزش اعتماد به نفس و خودباوری در این زنان زمینه شروع کار دانست و گفت: تولید و مشارکت اقتصادی در مرحله بعدی قرار دارد .
وی با اشاره به آمار فقر 30تا 50 درصدی بیشتردر خانواده‌های زن سرپرست ادامه داد: اقدامات باید به گونه ای باشد که زنان و مردان به یک اندازه از فرصت ها بهره مند شود که در این حوزه، نظام اقتصادی کشور باید حضور مستقل زنان در عرصه های تولید، آموزش و … را مورد توجه قرار دهد.
توانمندسازی و آموزش توسط چه گروه هایی؟
حسین راغفر اقتصاد دان و استاد دانشگاه الزهرا نیز در این حوزه با اشاره به مسئولیت دولت در حوزه فقر زدایی در همه اقشار جامعه و خاصه زنان سرپرست خانوار می گوید:اگرچه فقر از والدین به فرزندان ارث می رسد اما باید توجه کنیم که فقر محصول شرایط اجتماعی است و دولت ها می توانند با اقدامات مداخله ای خود مسئله فقر را در جامعه حل کنند.
وی با اشاره به اهمیت آموزش و توانمند سازی افزود: اولین و ابتدایی ترین اقدامی که دولت ها باید انجام دهند از بین بردن شکاف آموزشی است؛ اگر نظام آموزشی شرایط یکسانی را برای آموزش افراد به وجود آورد و آنها را برای ورود به عرصه کار و تولید آماده کند جامعه در بلند مدت با مشکل فقر مواجه نخواهد بود.
وی با تاکید بر نقش مشارکت های اجتماعی و مسئولیت اجتماعی شرکت های اقتصادی و ایجاد کمپین های مرتبط مانند کمپین «هم سایه شو» که اخیرا فعالیت خود را آغاز کرده، توضیح داد: مسئولیت کمپین‌های اجتماعی بیش از آنکه از بین بردن فقر در این اقشار باشد باعث آگاهی عمومی و توجه به مشکلات می شود.
او ادامه داد: این کمپین ها برای حل مشکلات اجتماعی وارد میدان شده اند اما به عقیده من مهمترین مسئولیت آنها ایجاد آگاهی در عموم مردم نسبت به شرایط اقشار خاص است.
این آگاهی بخشی نه تنها جامعه را نسبت به این مشکلات و دغدغه ها حساس می‌کند بلکه اهرم فشاری برای دولت‌ها هم به حساب می آید.
وی تاکید کرد: جلب مشارکت مردمی توسط سازمان های مردم نهاد می تواند در فقر زدایی نقش موثری داشته باشد.

آموزش مهارت؛چکونه و از چه زمانی؟
لیلا ارشد مددکار اجتماعی و مدیر خانه خورشید هم در این بخش نظری تکمیلی دارد و معتقد است که زنان بدون برخورداری مهارت برای ادامه زندگی و کسب درآمد وقتی سرپرست خانوارشوند، تنها مشکلات اقتصادی ندارند و در ابعاد روانی هم چالش خواهند داشت.
او در حوزه روش های توانمد سازی هم افزود: روند مهارت آموزی و توانمندسازی باید از سنین پایین به فرزندان به ویژه گروه‌های در معرض آسیب آموزش داده شود تا در آینده با چالش‌های کمتری مواجه شود. وی تاکید کرد: اگر از کودکی به فرزندان به ویژه دختران آموزش‌های لازم داده شود، آنها در آینده با برعهده گرفتن سرپرستی خانوار مشکلات کمتری را پیش روی خود خواهند داشت؛ از این رو این سیاست در قالب پیشگیری سطح اول می‌تواند از طریق مدارس و سیستم آموزش عالی به دختران و زنان آموزش داده شود.
ارشد درباره حضور نهادهای اجتماعی و مدنی در این زمینه هم با اشاره به فعالیت‌های گسترده در سالهای اخیر گفت: این نهادها برای افزایش مهارت‌های اجتماعی و کاری زنان سرپرست خانواده و در معرض آسیب کارهای جدی را انجام داده اند اما بدون شک در این زمینه باید یک اجماع همگانی برای توانمندسازی این گروه از زنان صورت گیرد.
وی شکل‌گیری کمپین‌ «هم_سایه_شو» را در راستای آموزش و کارآفرینی زنان سرپرست خانوار را مفید دانست و ادامه داد:این اقدام در شرکت های تجاری می تواند منافع اجتماعی و اقتصادی بنگاه‌های اقتصادی را محقق کند زیرا آموزش به این زنان، یعنی افزایش کارایی اجتماعی و افزایش قدرت خرید همین خانوارها.
وی تاکید کرد: کمپین‌ها می‌توانند بخشی از جامعه را برای اهدافی عالی در جامعه با خود همراه کنند و به این ترتیب در نقش آگاهی بخشی در جامعه عمل کنند.

• آمار و ارقام ذکر شده براساس آمار سرشماری نفوس و مسکن
0

گفت‌وگو
آموزش خودباوری و اعتماد به نفس برای زنان، تولیدات صنایع دستی آنها را به محصولاتی قابل عرضه در بازار تبدیل می‌سازد.
افسانه احسانی، رئیس هیات مدیره انجمن موسسه آوای طبیعت پایدار با اشاره به اقدامات این گروه در جهت توان‌افزایی جوامع روستایی و عشایری عنوان کرد: ما با هدف تولید صنایع‌دستی و هنرهای بومی مناطق مختلف کشور اقدام به ایجاد اشتغالزایی برای جوامع محلی با محوریت زنان می‌کنیم که این اشتغالزایی و آموزش با نگاه به منابع طبیعی و زیست‌محیطی جوامع صورت می‌گیرد.
او با اذعان به اینکه در اغلب روستاهای کشور استعدادهای غنی در حوزه صنایع‌دستی وجود دارد، گفت: مهمترین کاری که ما در این مناطق نسبت برای زنان که شامل زنان سرپرست خانوار هم می‌شود انجام می‌دهیم، تلاش برای ایجاد اعتماد به‌نفس، خودباوری و آموزش تولید برای بازار هدف است.
وي ادامه داد:در واقع این زنان سال‌هاست که صنایع دستی مناطق بومی خود را دارند و در تولید آنها توانمند هستند، ما به آنها کمک می‌کنیم که از طریق تولید این صنایع دستی به درآمدزایی برای خود برسند.
احسانی در این خصوص اضافه کرد: یکی از تلاش‌هایی که در این زمینه صورت می‌گیرد، تلاش برای ذائقه‌سازی است. معتقدیم که باید اهمیت هنری یکسری از صنایع دستی و تولیدات فرهنگی را به مخاطب معرفی کنیم نه اینکه صرفا به دنبال آن باشیم که باتوجه به ذائقه بازار تولیداتی صورت گیرد. به عبارتی اقتصاد را در خدمت فرهنگ قرار می‌دهیم نه فرهنگ را در خدمت اقتصاد.
او می‌افزاید: در حال حاضر در مناطق مختلف روستایی و عشایری زنان تولیداتی دارند که شاید کمتر برای مخاطب و بازار معرفی شده باشد که ما تلاش می‌کنیم با معرفی این محصولات و ایجاد خودباوری برای افزایش تولید آن توسط زنان، به آنها کمک کنیم که از این طریق برای خود درآمدزایی کنند که خوشبختانه این کار در حال انجام است و زنان بسیاری با این اقدامات توانستند خود به درآمدزایی برسند.
این فعال حوزه گردشگری توضیح می‌دهد: تاکنون فعالیت‌های کارآفرینی و اشتغالزایی با محوریت زنان در 12 روستای کشور به اجرا درآمده که به واسطه آن بیش از 150 نفر با این آموزش‌ها دارای شغل پایدار شده‌اند.
او معتقد است؛ توانمندی‌ها و استعدادهای گسترده و غنی‌ای در حوزه صنایع دستی و در روستاهای مختلف کشور وجود دارد که با پرورش این استعدادها و آموزش می‌توان آنها را به منابع درآمدی برای ساکنان این مناطق و زنان توانمند روستایی و عشایری، تبدیل کرد.
0

گفت‌وگو

فقر زنان در گفت و گو با نادر هوشمندیار:

نباید زنان خودسرپرست را یک مصرف‌کننده صرف بار آورد

 

اگر حمایت از زنان خودسرپرست تنها به حمایت مالی تحت عنوان افراد آسیب‌پذیر محدود شود، آنها را یک مصرف کننده بار می‌آوریم و هیچگاه نگاه مصرفی درستی در میان این زنان شکل نمی‌گیرد.

نادر هوشمندیار، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل اقتصادی با اشاره به گسترش فقر، نابسامانی اقتصادی و تنگنا در معیشت زنان در نبود چرخه‌ی تولید، عنوان کرد: براساس برآوردهای آماری شمار زنان سرپرست خانوار در کشور رو به افزایش است که این مسئله با آسیب‌های اجتماعی و اقتصادی گسترده‌ای نظیر بیکاری، فقر، اعتیاد و بسیاری موارد دیگر همراه خواهد بود.

او با اذعان به اینکه در بیش از یک دهه اخیر پدیده فقر بیش از قبل به سمت زنان کشیده شده است، گفت: این شرایط برای زنانی که به هر دلیل سرپرست خانوار می‌شوند تشدید شده و آنها را بیش از پیش در معرض فقر قرار می‌دهد. طی دهه‌های اخیر میزان تک والدی و سرپرستی خانواده توسط زنان در مقایسه با گذشته بیشتر شده و همین امر لزوم کارآفرینی و توانمندسازی آنها را بیش از پیش الزامی می‌سازد.

به گفته این کارشناس مسائل اقتصادی؛ تقویت و بهبود وضعیت اقتصادی این زنان نباید صرفا به حمایت‌های مالی و پرداخت پول به آنها خلاصه شود بلکه این امر باید به نوعی باشد که آنها احساس کنند در اقتصاد جامعه اثرگذار هستند. اگر قرار باشد حمایت از این افراد تنها به حمایت مالی تحت عنوان افراد آسیب‌پذیر محدود شود، آنها را یک مصرف کننده صرف بار می‌آوریم و هیچگاه نگاه مصرفی درستی در آنها شکل نمی‌گیرد.

هوشمندیار در این خصوص توضیح می‌دهد: زمانیکه این زنان با آموزش و کارآفرینی در اقتصاد جامعه ظاهر شده و تاثیرگذار شوند، خیلی زود از یک فرد مصرف‌گرا به یک فرد مولد و یک فرد صرفه جو که سعی می کند از امکانات موجودش استفاده درستی داشته باشد، تبدیل می‌شوند. در این شرایط است که آنها حتی با دستیابی به یک نگاه بلندمدت به پس‌انداز برای آینده هم فکر کرده و شروع به ساماندهی اقتصادی منابع مالی خود می‌کنند.ندان

او معتقد است؛ مهارت آموزی و کارآفرینی زنان خودسرپرست نه تنها به نفع خود این زنان و خانواده‌های آنها که به نفع کل اقتصاد جامعه است چرا که پویایی هر فرد گامی در جهت پویایی اقتصاد جمعی به شمار می‌رود.

بنا به گفته این استاد دانشگاه؛ دادن آموزش وتوانمندسازی زنان سرپرست خانوار مانع انتقال چرخه‌ی فقر از طریق این زنان به فرزندانشان می‌شود

0

گفت‌وگو

در گفت و گو با محمود جام ساز به بهانه کمپین هم سایه شو مطرح شد

 دولت اشتغال زنان سرپرست خانوار را ساماندهی کند

 

مهارت آموزی به زنان سرپرست خانوار باید باتوجه به نیازهای بازار کار صورت گیرد چرا که در غیر اینصورت آنها با وجود مهارت آموزی بار دگر به حال خود رها شده و امکان اشتغال و کسب درآمد را نخواهند داشت.

محمود جام‌ساز، کارشناس مسائل اقتصادی به بررسی ابعاد مختلف اشتغال و کارآفرینی زنان سرپرست خانوار اشاره کرد و در این خصوص توضیح داد: بیکاری همواره به عنوان یک بیماری اقتصادی و اجتماعی در معرض جامعه قرار دارد. براساس تحقیقات صورت گرفته، اشتغال اثرات مثبت روحی و رفتاری برای افراد به همراه دارد به ویژه برای زنانی که به دلایل مختلف سرپرست خانوار شده و از همین جهت نیز به لحاظ روحی دچار آسیب شده‌اند.  

او تامین نیازهای اقتصادی و معیشتی را مهمترین اولویت زنان سرپرست خانوار دانست و گفت: یکی از مهمترین نیازهای این گروه از زنان داشتن مسکن و شغل برای گذران معیشت است، براین اساس زنانی‌که فاقد شغل، مهارت و توانمندی برای کسب درآمد باشند به سرعت در معرض آسیب‌های اجتماعی قرار می‌گیرند چرا که ناگزیر به گذران زندگی خود و خانواده‌شان هستند.

جام‌ساز در این خصوص اضافه کرد: باید توجه داشت که درگیری زنان سرپرست خانوار با فقر تنها یک وجه ماجرا است، چرا که باید توجه داشت فقر می‌تواند از طریق سرپرست به سایر اعضای خانواده از جمله فرزندان تحت پوشش منتقل شود و این سرآغاز یک جریان است که می‌توان با آموزش و توانمندسازی زنان خودسرپرست، از انتقال این پدیده به خانواده‌ آنها جلوگیری کرد.

به گفته‌ی او؛ باید توجه داشت که مهارت آموزی صرفا به معنای ایجاد اشتغال نیست، به عبارتی نباید آموزش و توانمندسازی زنان را مترادف با ورود آنها به جمعیت شاغلان کشور دانست و در واقع با آموزش تنها گام اولیه برای آماده‌سازی افراد برای ورود به بازار کار برداشته می‌شود که البته گامی مهم و موثر است.

این کارشناس اقتصادی در این خصوص توضیح داد: بهترین راهکار در روند توانمندسازی زنان، آموزش آنها با توجه به نیازهای شغلی بازار است. در غیر این صورت برخی از همین زنان با وجود آموزش و کسب مهارت به حال خود رها می‌شوند و مجددا از ورود به بازار کار و کسب درآمد باز ‌می‌مانند که این به معنای تداوم فقر برای آنهاست.

جام‌ساز در این زمینه به نقش دولت اشاره کرد و خاطرنشان ساخت: دولت با ایجاد فضای مناسب و تخصیص منابع، می‌تواند اشتغال زنان سرپرست خانواری که تحت آموزش قرار گرفته و توانایی ورود به بازار کار را دارند را سامان دهی کند. به عبارتی با تخصیص منابع، زمینه کارآفرینی و ایجاد شغل برای آنها را در فضای جامعه ایجاد کند.

0

گفت‌وگو

کارگاه های کاری کوچک، فضایی برای اشتغال زنان خودسرپرست

 

تعاونی‌ها یکی از بخش‌های اقتصادی کشور به شمار می‌روند که به رقم سهم حداقلی خود، در برخی مناطق و استان‌ها توانستند تا حدودی به موفقیت‌هایی دست پیدا کنند. تشکیل دهندگان تعاونی‌ها اصولا افرادی هستند که امکان فعالیت فردی نداشته و در قالب یک گروه چند نفره می‌توانند به طور مشخص به فعالیت اقتصادی مشغول شوند.

 

تعاونی‌ها می‌توانند فضای مناسبی برای فعالیت و اشتغال زنان سرپرست خانوار به شمار آیند، حوزه‌ای که با منابع مالی اندک و حمایت‌های بخش تعاون، می‌تواند به فعالیت‌های تولیدی و خدماتی برای این گروه از زنان اختصاص پیدا کند.

 

مشاغل زنان در تعاوني ها

بنا به گفته وحیده نگین، مشاور وزیر تعاون در امور زنان و خانواده، در حال حاضر حدود 11 میلیون نفر از زنان عضو تعاونی‌های سراسر کشور هستند که نقش به سزایی در تولید و اشتغالزایی داشته‌اند.

 آن طور که نگین عنوان کرده؛« بیشترین گرایش تعاونی‌های زنان جهت انجام فعالیت اقتصادی را نساجی، چرم و پوشاک، زراعت، عمران و فرش دستباف، صنایع دستی، خدمات آموزشی، غذایی، دارویی و بهداشتی، خدمات رایانه‌ای است.»

زمينه مشاركتي زنان در اقتصاد

تعاونی‌های زنان بستر مناسبی برای انجام فعالیت در عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به شمار می‌روند که به دور از هرگونه تبعیض با رعایت برابری اعضاء و در قالب فرهنگ مشارکت عمومی برای اشتغال زنان تشکیل شده‌ و زمینه حضور آنها در اقتصاد را فراهم می‌کنند.

 

باتوجه به اینکه بخش عمده فعالیت‌های تعاونی زنان به حوزه‌هایی با تخصص‌های بومی و منطقه‌ای شامل فعالیت‌های کشاورزی، صنایع دستی و پوشاک اختصاص دارد، می‌توان از تعاونی‌ها به عنوان فرصتی مناسب برای اشتغالزایی زنان سرپرست خانوار یادکرد که با حمایت‌های مالی کوچک می‌تواند به درآمدزایی برای این گروه منجر شود.

 

امكاني كمتر ديده شده!

در سایر بخش‌ها نیز می‌توان با آموزش و ایجاد مهارت برای زنان خودسرپرست، آنها را به تشکیل تعاونی‌های کوچک برای ورود خود به اقتصاد و جامعه تشویق کرد. چرا که مهارت یک سوی ماجرا و بخش مهمتر آن فضاسازی برای بهره‌گیری و استفاده از این مهارت‌ها و آموزش‌ها است که بدون شک تعاونی‌ها می‌توانند یکی از امکان‌های قابل دسترس برای به عمل درآوردن آموخته‌ها باشند.

 

طبق گزارش وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در حال حاضر استان تهران دارای بیشترین تعاونی زنان در کشور است، براین اساس بیش از 12 هزار و 770 تعاونی زنان در استان تهران مشغول به فعالیت هستند.

0

گفت‌وگو

لزوم توانمندسازی زنان بهبودیافته برای بازگشت آنها به جامعه

در ایران هیچ آمار رسمی از تعداد زنان آسیب دیده و درگیر با معضلاتی چون بزه، اعتیاد، تن‌فروشی و … وجود ندارد؛ اما تمامی برآوردهای رسمی و غیررسمی از افزایش شمار زنان آسیب‌دیده در کشور خبر می‌دهد.

گرچه برخی آمارها سهم زنان از مجموع معتادان را حدود ده درصد عنوان می‌کند اما طبق همین آمارها طی چند سال اخیر آمار اعتیاد در میان زنان تا دو برابر رشد داشته و این روند با سرعت در حال افزایش است.

بخش وسیعی از این زنان به دلیل سوءمصرف مواد مخدر بی‌خانمان شده و همین امر منجر به ورود آنها به سایر آسیب‌ها از جمله تن‌فروشی هم می‌شود.

رشد زنان بي خانمان در تهران

بنا به گفته‌ی فاطمه دانشور، عضو کمیسیون اجتماعی شورای شهر تهران، در سال گذشته تعداد زنان بی‌خانمان ، تنها در شهر تهران افزایش 100 درصدی داشته است. به گفته‌ی او؛ «در نیمسال اول 95، تعداد یک هزار و 598 زن در تهران جمع آوری شدند که یک هزار و 38 نفر آنان زنان بی خانمان بودند و 560 مورد زنان متکدی که براین اساس تقریباً شاهد رشد 100 درصدی زنان بی‌خانمان بودیم که این شامل کارتن‌خواب‌ها یا پاتوق‌نشین‌ها‌ هم می‌شود.»

بهبود زنانی که درگیر اعتیاد یا تن‌فروشی می‌شوند کاری سخت اما شدنی است. بدون شک زنان آسیب‌دیده از واقعیت‌های جامعه‌‌ای هستند که در آن زندگی می‌کنیم و نمی‌توان با بستن چشم آنها را تکذیب کرد.

 

زناني بدون مهارت شغلي

سالانه تعدادی از این زنان که برخی از آنها دارای فرزند هم هستند، از طریق مراکز درمانی بهبود یافته و با یافتن سلامت آماده بازگشت به جامعه می‌شوند اما آنطور که پیش از این مدیرکل پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی گفته بود؛ حدود 90 درصد از این زنان بهبود یافته بی‌خانمان و فاقد توانمندی شغلی هستند.

براین اساس لزوم توجه به این گروه از زنان که عمدتا جزو زنان خودسرپرست هستند، امری الزامی است چرا که بی‌توجهی به آنها یعنی چراغ سبز به بازگشت‌شان به دامن اعتیاد و تن‌فروشی و بزهکاری.

 

راهكاري براي جلوگيري از سرخوردگي زنان

در سال 94 تفاهم‌نامه‌ای برای بازگشت پذیری زنان بهبود یافته از اعتیاد صورت گرفته است. آماده سازی شغلی و آموزش از طریق مراکز فنی و حرفه‌ای، ایجاد شبکه گروه‌های خودیار، از جمله این اقدامات بود که در چند استان کشور آغاز شد اما مسئله آنجاست که دامنه این فعالیت محدود بوده و نتوانسته تمامی زنان بهبود یافته را تحت پوشش قرار دهد.

براین اساس بخشی از تمرکز سیاست‌ها در قالب توانمندسازی و حمایت از آموزش و مهارت آموزی زنان سرپرست خانوار باید به زنان در معرض آسیب اختصاص یابد؛ زنانی‌ که توانستند از سد اعتیاد و آسیب‌های جانبی عبور کرده و می‌خواهند بار دیگر به جامعه بازگردند. بدون شک توانمندسازی آنها علاوه بر اثرگذاری مثبت در شرایط روانی‌شان، زمینه سرخوردگی و بازگشت مجدد آنها به دامن آسیب را محدود می‌سازد.

0

گفت‌وگو

در گفت و گو با يك جامعه شناس مطرح شد

آموزش، زنان را از معرض آسیب‌های اجتماعی دور می‌کند

زمانیکه زنان خودسرپرست تحت آموزش قرار بگیرند، قدرت گذران معیشت خود را میابند که این امر به طور مستقیم آنها را از قرار گرفتن در معرض آسیب‌ دور می‌کند.

امید علی‌احمدی، جامعه‌شناس و کارشناس حوزه آسیب‌های اجتماعی با اشاره به آسیب‌های مختلفی که زنان به خصوص زنان سرپرست خانوار را تهدید می کند، گفت: یکی از دلایل اصلی وجود این آسیب‌ها، گذر از این وضعیت و شرایط فعلی جامعه است. زمانی آداب و رسوم، فرهنگ، سنت و غیره در جامعه حاکم بود اما این شرایط در حال حاضر طوری رقم خورده که در حال دگرگونی و تغییر هستند و در این وضعیت زنان و به خصوص زنان سرپرست خانوار در معرض آسیب بیشتری قرار می‌گیرند.

این جامعه‌شناس با اذعان به اینکه باید در این خصوص فرهنگ‌سازی شود و دستگاههای مسئول به صورت جدی به این موضوع ورود پیدا کنند، عنوان کرد: البته اقداماتی در حد بیمه زنان سرپرست خانوار و برخی حمایت‌های دیگر از زنان مطرح شده اما اینها هنوز کافی نیست و نمی‌تواند تمامی آنها را پوشش دهد.

به گفته او؛ برخی از زنان به ویژه آنها که مسئولیت اداره خانواده خود را برعهده می‌گیرند برای ادامه زندگی و تامین معیشت، بهداشت، مسکن و غیره نیاز به این دارند که در ماه درآمدی داشته باشند و به همین دلیل باید از شغلی مناسب برخوردار باشند اما متاسفانه در جامعه ما آنطور که باید از زنان سرپرست خانوار حمایت نمی‌شود و مشکلات بسیاری در زمینه اشتغال آنان وجود دارد.

علی احمدی در این خصوص اضافه می‌کند: با توجه به شرایط جدید جامعه حتما باید نگاه ویژه‌ای به موضوع زنان سرپرست خانوار داشت چراکه در غیر این صورت باید شاهد افزایش زنان خیابانی و همچنین درگیری آنها با آسیب‌های دیگری نظیر فقر، اعتیاد و غیره خواهیم بود. هیچ فردی به طور خودخواسته به سمت آسیب ها و مشکلاتی مانند بزهکاری، فساد و اعتیاد حرکت نمی‌کند، بنابراین در صورت حمایت دولت و نهادهای مسئول، آسیب‌هایی که در کمین زنان است کاهش می‌یابد یا رفع خواهد شد.

 

او یکی از راهکارهای اساسی و اجرایی در زمینه کاهش آسیب‌های اجتماعی برای زنان سرپرست خانوار را توانمندسازی آنها دانست و گفت: زمانیکه این افراد تحت آموزش حرفه‌ای و نیمه‌حرفه‌ای قرار بگیرند، در واقع قدرت گذران معیشت خود را میابند که این امر به طور مستقیم آنها را از قرار گرفتن در معرض آسیب‌ دور می‌کند. آموزش به زنان سرپرست خانوار می‌تواند با حمایت‌های اجتماعی در قالب بیمه‌های مختلف همراه باشد تا احساس امنیت بیشتری برای این قشر به همراه داشته باشد.

0

گفت‌وگو

به نقل از روزنامه جهان صنعت در گفتگو با مهدی تقوی، کارشناس اقتصادی با تاکید بر لزوم اهتمام دولت به توانمندسازی زنان سرپرست خانوار، معتقد است در زمینه آموزش و مهارت‌آموزی این زنان نباید به صورت سنتی عمل کرد و باید با توجه به نیازسنجی بازار به آموزش آنها پرداخت.

مهدی تقوی، کارشناس ارشد مسائل اقتصادی با تاکید براینکه زنان سرپرست خانوار اصولا از انگیزه بالایی برای ورود به چرخه تولید و کار برخوردارند، گفت: توانمندسازی و آموزش به زنان سرپرست خانوار و همزمان تلاش برای به کارگیری توانمندی آنها در حوزه تولید، می‌تواند گروهی را که تا پیش از آن صرفاً مصرف‌کننده بودند را به نیروی مولد تبدیل کند که این می‌تواند اثرات مثبتی در گردش اقتصادی جامعه به همراه داشته باشد.

او در خصوص آموزش مهارت شغلی به این گروه از زنان توضیح می‌دهد: نکته‌ای که در این خصوص حائز اهمیت است آنکه نباید به مقوله آموزش زنان سرپرست خانوار به صورت سنتی عمل کرد. یعنی مهارت آموزی صرفا به حوزه‌هایی نظیر قالیبافی، خیاطی و مواردی از این دست محدود نشود و می‌توان توانمندسازی را برمبنای نیازهای روز بازار برنامه‌ریزی کرد. به عنوان نمونه آموزش تعمیرات اولیه گوشی تلفن همراه یا مواردی از این دست می‌تواند نمونه‌های مناسبی در جهت آموزش به این گروه از زنان باشد.

تقوی معتقد است؛ دولت مهمترین نهادی است که باید وظیفه توانمندسازی و آموزش زنان سرپرست خانوار را برعهده بگیرد و جامعه هدف را برمبنای نیازسنجی تحت آموزش قرار دهد. البته در کنار دولت سایر نهادهای اجتماعی و حتی بخش خصوصی نیز می‌توانند به این حوزه ورود کرده و سهمی در این حوزه داشته باشند.

این کارشناس اقتصادی می‌افزاید: بدون شک با افزایش سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی در کشور فضا برای فعالیت زنان سرپرست خانوار هم به مراتب بیش از قبل فراهم می‌شود و آنها همچون سایر اقشار از این روند بهره‌مند خواهند شد. افزایش سرمایه‌گذاری یعنی جذب نیروی کار بیشتر به فعالیتهای تولیدی که براین اساس اگر زنان سرپرست خانوار تحت آموزش قرار بگیرند، با روند رو به رشد سرمایه‌گذاری در کشور می‌توان بخشی از آنها را نیز به عنوان نیروی کار جذب کرد.

او علاوه بر نتایج اقتصادی و درآمدی توانمندسازی زنان سرپرست خانوار برای آنها، به ابعاد اجتماعی این موضوع نیز اشاره کرده و در این خصوص عنوان می‌کند: توانمندسازی زنانیکه از مهارت کافی برای کسب درآمد بی‌بهره هستند بدون شک بر کاهش آسیب‌های اجتماعی ناشی از بیکاری این زنان اثرگذار است. برخی به دلیل فقدان مهارت برای ورود به بازار کار و کسب درآمد ناگزیر به بزهکاری‌های مختلف می‌شوند که این مسئله نه تنها برای خود آنها که بر جامعه نیز اثرگذار است.

تقوی خاطرنشان می‌کند: بیکاری خود یک آسیب اجتماعی و اقتصادی است و رها کردن زنان سرپرست خانوار به حال خود آسیبی را از طریق این زنان به خانواده‌هایشان منتقل می‌کند. برهمین اساس آموزش این زنان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است که نباید از آن غافل شد.

وی در خصوص نقش کمپین‌های اجتماعی مانند کمپین مسئولیت اجتماعی «هم_سایه_شو» که اخیرا در خصوص حمایت از زنان سرپرست خانوار آغاز به کار کرده، اظهار کرد: در دنیای کنونی، کمپین‌های اجتماعی نقشی تعیین کننده در اقتصاد دارند و با هدفی که دنبال می کنند، میزان استقبال مردم نسبت به مصرف و یا حمایت از برندها را تغییر می دهند. این کمپین هم با هدفی که دارد می تواند جامعه را نسبت به زنان سرپرست خانوار و اهمیت آن در جامعه حساس کنند و به طور حتم، می توان به موفقیت کمپین های اجتماعی که با هدف مسئولیت اجتماعی بنا شده اند امید داشت.

0

گفت‌وگو

 مهارت آموزی با نگاه به جوامع محلی و بومی صورت گیرد

مهارت و آموزشی که می‌تواند در شهر تهران به یک زن سرپرست خانوار داده شود الزاما مهارتی نیست که برای یک زن ساکن یک شهر کوچک شمالی کشور مناسب و دارای کارایی باشد.

 

فردین علیخواه، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه گیلان با اشاره به استفاده از تفکرات نوین در زمینه آموزش و توانمندسازی زنان به ویژه زنان سرپرست خانوار، می‌گوید: در نظریات توانمندسازی جدید تلاش بر آن است که توانمندسازی از طریق ترویج فکرهای نو صورت بگیرد تا به بروز توانایی‌هایی منطبق بر نیازها منجر شود.

او با اشاره به اینکه تعاونی‌های تولیدی یکی از راهکارهای مثبت در جهت توانمندسازی زنان خودسرپرست است، عنوان کرد: تعاونی‌ها دارای ساختار مناسبی برای آموزش و اشتغال زنان سرپرست خانوار هستند و با توجه به اصولی که در تشکیل آنها مورد توجه است، می‌تواند منجر به توانمندسازی، خودکفایی و حتی خوداکتفایی شود.

به گفته علیخواه؛ سرمایه‌گذاری دولت در جهت راه‌اندازی تعاونی‌های تولیدی و خدماتی برای زنان سرپرست خانوار می‌تواند راهکاری موثر در جهت تقویت این سرمایه‌های اجتماعی، ایجاد خودباوری و درآمدزایی برای این زنان باشد.

این جامعه‌شناس، آموزش‌های کارآفرینی و تجارت خانگی را از دیگر راهکارها در جهت توانمندسازی زنان خودسرپرست دانست و افزود: برخی مطالعات نشان می‌دهد که کسب‌وکار خانگی می‌تواند زمینه مناسبی برای حرکت زنان در مسیر خوداشتغالی و کارآفرینی را فراهم سازد. در واقع به واسطه کسب وکارهای خانگی، حس اعتماد به نفس برای فعالیت در وسعت بیشتر برای این زنان ایجاد خواهد شد.

او با اشاره به نحوه‌ی کارآفرینی و آموزش به زنان خودسرپرست در مناطق مختلف کشور، گفت: در روند آموزش باید به ساختارها و فضای جوامع محلی توجه ویژه‌ای داشت.

 

به عبارتی مهارت و آموزشی که می‌تواند در شهر تهران به یک زن سرپرست خانوار داده شود الزاما مهارتی نیست که برای یک زن ساکن یک شهر کوچک شمالی کشور مناسب و دارای کارایی باشد. در واقع این آموزش باید با نگاه بر جوامع محلی و بومی صورت گیرد.

علیخواه با تاکید بر به اینکه زنان سرپرست خانوار ایران اصولاً از تحصیلات و مهارت فنی و آموزشی کمی برخوردارند، توضیح داد: با سوق دادن گام به گام این زنان به سمت آموزش و فعالیت‌های کارآفرینی می‌توان فضای نشاط را نیز به زندگی آنها وارد ساخت که همین امر مشخصاً بر روند سلامت روانی خود و خانواده آنها اثرگذاری مستقیمی به همراه دارد.

0

PREVIOUS POSTSPage 1 of 2NO NEW POSTS