Your address will show here +12 34 56 78
یادداشت

 

لیلا ارشد

مددکار اجتماعی و مدیر خانه خورشید

زمانی‌که زنان بدون برخورداری از هرگونه مهارت برای ادامه زندگی و کسب درآمد به سرپرستان خانوار خود تبدیل می‌شوند عملا با مشکلاتی روبرو خواهند بود که نه تنها از لحاظ اقتصادی که به لحاظ روانی نیز آنها را با مسائلی روبرو می‌سازد. در واقع زمانیکه زنان به دلیل فوت همسر، طلاق یا مسائلی از این دست سرپرستی خود و خانواده‌اش را عهده‌دار می‌شوند به ویژه زنانی که پیش از آن فاقد شغل بوده‌اند، نیازمند آموزش، کسب مهارت و توانمندی برای اداره خانواده‌شان هستند و در غیر این صورت با نابسامانی‌های اجتماعی و محرومیت‌های جدید مواجه می‌شوند که یکی از آنها فقر است.

اما معتقدم این روند مهارت آموزی و توانمندسازی باید از سنین پایین به فرزندان به ویژه گروه‌های در معرض آسیب آموزش داده شود تا در آینده با چالش‌های کمتری مواجه شود. به عبارتی اگر از کودکی به فرزندان به ویژه دختران آموزش‌های لازم داده شود، آنها در آینده با برعهده گرفتن سرپرستی خانوار مشکلات کمتری را پیش روی خود خواهند داشت. این سیاست در قالب پیشگیری سطح اول می‌تواند از طریق مدارس و سیستم آموزش عالی به دختران و زنان آموزش داده شود. با مهارت آموزی به زنان، می‌توان انتخاب‌های بهتری را پیش روی آنها قرار داد تا بعد از سرپرستی احساس بی‌پناهی کمتری داشته باشند.

 

در تمامی سال‌های گذشته نهادهای اجتماعی و مدنی در این زمینه فعالیت‌های گسترده‌ای داشته‌اند. این نهادها با مشخص کردن گروه هدف خود، به افزایش مهارت‌های اجتماعی و کاری برای زنان سرپرست خانواده و در معرض آسیب پرداخته‌اند اما بدون شک در این زمینه باید یک اجماع همگانی برای توانمندسازی این گروه از زنان صورت گیرد؛ از نهادهای دولتی گرفته تا بخش خصوصی. توانمندسازی زنان آسیب‌دیده نه تنها برای افراد تحت آموزش که برای کل جامعه به لحاظ اجتماعی و اقتصادی حائز اهمیت است. در واقع باید نگاهی فراگیر و چندبُعدی به این مسئله داشت و آن را صرفاً کمک به یک گروه از افراد در معرض آسیب ندید بلکه نتیجه آن را به کل جامعه بسط داد.

 

شکل‌گیری کمپین‌های اجتماعی مانند “هم_سایه_شو” در راستایی که هدف آنها آموزش و کارآفرینی برای زنان سرپرست خانوار است، می‌تواند در راستای منافع اجتماعی و اقتصادی بنگاه‌های اقتصادی نیز عمل کند. در واقع آموزش به این زنان یعنی افزایش کارایی اجتماعی و افزایش قدرت خرید همین خانوارها. کمپین‌ها می‌توانند بخشی از جامعه را برای اهدافی عالی در جامعه با خود همراه کنند و به این ترتیب در نقش آگاهی بخشی در جامعه عمل کنند.

0

یادداشت

عنوان سـرپرست خانوار به یكی از اعضای خانوار كه در خانواده با این مسئولیت شناخته می‌شود اطلاق می‌شود. درصورتی كه اعضای خانوار قادر به تعیین سرپرست خود نباشند، مسن ترین عضو خانوار به عنوان سرپرست خانوارشناخته می‌شود. معمولاً در خانواده، پدر سرپرست خانوار است و در صورت نبود پدر (فوت،طلاق و…) مادر سرپرست خانوار محسوب می‌شود. درگذشته خانواده‌هایی كه با سرپرستی زنان اداره می‌شد در جامعه به خانواده “بی سرپرست” شهرت داشتند. متأسفانه هنوز هم در برخی موارد از این ادبیات نادرست استفـاده می‌شود.  زنان بیوه ، زنان مطلقـه (اعم از زنـانی كه پس ازطلاق به تنهایی زندگی می‌كنند و یا به خانه پدری بازگشته ولی خود امرار معاش می‌كنند ) ، همسران مردان معتاد ، همسران مردان زندانی، همسران مردان بیكار ، همسران مردان مهاجر ، همسران مردانی كه در نظام وظیفه مشغول خدمت هستند، زنان خودسرپرست (زنان سالمند تنها ) ، دختران خودسرپرست ( دختران بی سرپرستی كه هرگز ازدواج نكرده‌اند )، همسران مردان ازكارافتاده و سالمند در گروه زنان سرپرست خانوار تعریف می‌شوند.

زنان سرپرست خانوار یا خود سرپرست با مصائب، مشكلات و موانع بسیاری  در زندگی روبرو هستند كه دركنار مشكلات و مسائل شهرهای بزرگ، آسیب‌های جبران ناپذیری را بر آن‌ها و جامعه وارد می‌سازد. توجه به مسائل و مشكلات این قشر و بررسی همه جانبه و دقیق این مشكلات و ارائه راهكارهای درست و اصولی به منظور حمایت از این قشر، از جمله وظایف نهادها و سازمان‌های خدمات اجتماعی در هر كشور است. متأسفانه در جامعه ما زندگی زنان پس از ترك شوهر  (به دلیل فوت، طلاق و…) غالباً با ابهامات و مخاطراتی روبروست، از جمله سرپرستی فرزندان به تنهایی و گاه به سختی، مشكلات اقتصادی، زندگی در تنهایی و همراه با افسردگی و ناامیدی، همچنین نگرش غلط جامعه نسبت به زنان مطلقه و بیوه در نبود همسرانشان، آنان را در روابط اجتماعی و حضور در اجتماع با مشكلات عدیده‌ای روبرو می‌كند. زنان سالمند از این گروه نیز مشكلات خاص خود را دارند.

0

یادداشت

 زنانی که نه الزاما به دلیل مرگ همسر یا طلاق سرپرست خانوار شده‌اند که بعضا دخترانی را نیز شامل می‌شود که به تنهایی زندگی کرده و حتی سرپرستی خواهران و برادران خود را برعهده دارند.

براساس آخرین سرشماری نفوس و مسکن در سال 95؛ از کل جمعیت 79 میلیون و 926 هزار نفری ایران بالغ بر 39 میلیون و 427 هزار نفر را زنان تشکیل می‌دهند که سهمی 49 درصدی از کل جمعیت کشور را شامل می‌شوند. این برآورد حاکی از آن است که از جمعیت زنان ایران 64.3 درصد دارای همسر هستند.

سرشماری‌ای که اواخر سال گذشته تهیه شد نشان می‌دهد که حدود 9.5 درصد از زنان به دلیل فوت همسر یا طلاق، بدون همسر زندگی می‌کنند. از این میزان 7.3 درصد همسر خود را به علت فوت از دست داده‌اند و 2.2 درصد نیز از همسر خود طلاق گرفتند. براین اساس این دو گروه از زنان عمدتا به سرپرستان خانوار تبدیل شدند که البته طبق تعاریف زنان سرپرست خانوار، باید جمعیت آنها را به مراتب بیش از 9.5 درصد کل جمعیت زنان دانست. طبق همین گزارش 26.2 درصد از دختران نیز وجود دارند که تاکنون ازدواج نکردند که بخشی از آنها نیز بنا به سبک زندگی در گروه زنان سرپرست خانوار قرار می‌گیرند.

اما آنچه که در این میان حائز اهمیت است روند رو به رشد تعداد زنان سرپرست خانوار است. در سال‌های اخیر بارها از رشد جمعیت این گروه صحبت شده است، به ویژه افزایش آمار طلاق سهم قابل ملاحظه‌ای در رشد جمعیت زنان سرپرست خانوار داشته است. گرچه برخی کارشناسان روند رو به افزایش مهاجرت زنان و دختران به شهرهای بزرگ برای یافتن شغل یا ادامه تحصیل را نیز به عنوان یکی از دلایل رشد جمعیت زنان سرپرست برمی‌شمارند.

طبق آمار برآورد شده، در سال 85 زنانی که همسر خود را به دلیل فوت از دست داده بودند برابر با 6.5 درصد بوده که این میزان یک دهه بعد یعنی در سال گذشته به 7.3 درصد رسیده است. در عین حال جمعیت زنانی که به واسطه طلاق به سرپرست خانوار تبدیل شدند نیز از 0.9 درصد در سال 85 به 2.2 درصد در سال گذشته افزایش یافته است.

بنا به اعتقاد کارشناسان با تغییر ساختار فرهنگی و اجتماعی، جمعیت زنان سرپرست خانوار در سال‌های آینده همچنان رو به افزایش خواهد گذاشت؛ زنانی‌که به سرپرستان خانوار تبدیل می‌شوند و چه بسا تا پایان عمر به تنهایی خانواده خود را اداره خواهند کرد. اما این مسئله آنجا بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد که بسیاری از این زنان فاقد مهارت و توانمندی لازم برای اداره زندگی و معیشت خود و خانواده‌شان هستند و این موضوع می‌تواند بیش از پیش آنها را آسیب‌پذیر سازد. گرچه به راحتی نمی‌توان روند رو به رشد جمعیت زنان سرپرست خانوار را مدیریت کرد یا حتی کاهش داد اما آنچه که در این میان می‌تواند به کنترل آسیب‌های احتمالی ناشی از این شرایط منجر شود، اجرای سیاست‌هایی در جهت توانمندسازی، مهارت‌آموزی و در واقع آماده‌سازی این زنان برای مدیریت اقتصادی و اجتماعی خود و خانواده‌شان است که این امر باید با نگاهی کلان به ابعاد مختلف این مسئله در دستور کار نهادهای مختلف قرار گیرد.

0

یادداشت

در تمام سال‌های اخیر تاکید ما بر این بود که باید فضا برای بزرگتر شدن بخش‌خصوصی فراهم شود چرا که با بزرگتر شدن حوزه اختیارات بخش‌خصوصی، بخشی از مسئولیت از گردن دولت برداشته می‌شود. مسئولیت نظارت بر اجرای قوانین باید برعهده بخش دولتی باشد اما حوزه اجرایی باید در اختیار بخش خصوصی قرار گیرد. بهترین حالت برای توانمند کردن زنان سرپرست خانوار این است که این مسئولیت به عهده سازمان های مردم نهاد سپرده شود. این سازمان‌ها با تمرکز و پیگیری بیشتری از دولت مشکلات این قشر را پیگیری خواهند کرد که این امر در دراز مدت نتیجه مثبتی خواهد داشت.

امروز در جامعه ای زیست می‌کنیم که 50 درصد آن را زنان تشکیل داده‌اند، براین اساس باید برنامه‌ریزی دقیقی برای استفاده از این نیرو داشته باشد، در غیر این صورت ما همواره 50 درصد نیروی کاملا منفعل در جامعه خواهیم داشت. اگر عملکرد زنان به حوزه‌هایی غیر از تولید محدود شود و از طرفی تولید در انحصار مردان قرار گیرد نه تنها رشد اقتصادی میسر نمی‌شود بلکه آمار مصرف کنندگان در کشور هم افزایش پیدا می‌کند. رشد اقتصادی در هر کشوری نیازمند استفاده از بالاترین ظرفیت نیروی انسانی است. نباید به هیچ دلیلی بخشی از جامعه را از چرخه تولید و اقتصاد خارج کرد. این طرد شدن علاوه بر تبعات اقتصادی قطعا تبعات اجتماعی و فرهنگی زیادی به همراه خواهد داشت. فقر خود به تنهایی عامل به وجود آمدن بسیاری از آسیب‌های اجتماعی است. اقداماتی که به ریشه کن کردن فقر از جامعه منجر می‌شود قطعا می‌تواند ریشه بسیاری از آسیب‌های اجتماعی بعدی را هم درجامعه بخشکاند.

بدون شک امروز افزایش سازمان‌های مردم نهاد باید در اولویت برنامه‌های دولت قرار گیرد. درکشورهایی که رشد اقتصادی روند کندی دارند این سازمان‌های مردم نهاد هستند که می‌توانند به کمک دولتها بیایند. در کشور ما طی سال‌های اخیر تاکید زیادی بر شکل‌گیری وتوانمند شدن سازمان های مردم نهاد شده است. گرچه گاهی خود این نهادها از فرصت‌های به وجود آمده استفاده نکرده‌اند و گاهی دولت شرایط لازم را برای رشد ان جی اوها فراهم نکرده است. اما به نظر می‌رسد در حال حاضر این نهادهای مدنی و اجتماعی هستند که باید برای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار وارد میدان شوند. باید توجه داشت که توانمندسازی تنها آموزش و قرار دادن ابزار تولید در اختیار این افراد نیست، در واقع این بخشی از روند توانمندسازی است اما فاکتورهای دیگری هم وجود دارد که چه از سوی دولت وچه در عملکرد ان جی اوها مغفول مانده است. توانمندسازی ابتدا باید از مرحله آموزش اعتماد به نفس و خود باوری در این زنان شروع شود و در پایان به تولید و مشارکت اقتصادی بیانجامد.


فاطمه مقیمی

عضو هیات رئیسه اتاق بازرگانی تهران

0

یادداشت

با تشكيل نخستين مجلس قانونگذار شوراي اسلامي، قانون تأمين زنان و كودكان بي سرپرست، آبان 1362 به تصويب رسيد كه البته روند قانون گذاري در اين زمينه طي سال هاي 1371، 1374، 1383 و 1387 ادامه يافت و وظايف و حدود كاري سازمان هاي حمايتگر مثل، وزارت رفاه، بهزيستي و كميته امداد مشخص شد.
طبق قانون جامع رفاه و تأمين اجتماعي كه در سال 83 به تصويب رسيد، مشخص شد دولت به عنوان متولی رفاه اجتماعی وظیفه دارد برنامه ریزي و سیاستگذاری را در حوزه‌های رفاهی، حمایتی و بیمه‌ای برای رفاه عموم انجام دهد و بهزیستی و کمیته امداد نيز همکاری های لازم را در این زمینه داشته باشند.
هر چند منابع مطالعاتی و اطلاعاتی درباره شمار زنان سرپرست خانوار در کشورمان بسیار محدود و ناقص است و حتی تعدادی از زنان همچون زنان بدسرپرست، از نظر برخی سازمان‌های حمایتی در تعریف زنان سرپرست خانوار نمی‌گنجند و به همین علت با وجود سرپرست خانوار بودن در آمار‌ها دیده نمی‌شوند، آنچه حائز اهمیت است توانمند سازی این تعداد از زنان در جهت کاهش نیاز حمایتی آنهاست.
نکته قابل توجه درباره زنان سرپرست خانوار این است که درصد بالایی از این زنان تحصیلات بالا و مهارت خاصی ندارند و از طرف خانواده نیز حمایت نمی‌شوند. به همین دلیل میزان آسیب پذیری زنان سرپرست خانوار افزایش می‌یابد، بنابراین اگر زنان سرپرست خانوار که تحت پوشش سازمان‌های حمایتی هستند توانمند نشوند می توانند با مشکلات فراوانی مواجه گردند.
بهزیستی و کمیته امداد و در سال های اخیر شهرداری نیز طرح هایی را برای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار مطرح کرده اند، برنامه بهزیستی برای اینگونه افراد شامل پرداخت کمک هزینه آموزشی از قبیل فنی و حرفه ای، ‌تحصیلی ( محصلین، ‌دانشجویان، سواد آموزی) و ایجاد اشتغال و کاریابی و پرداخت سرمایه کار است. کمیته امداد نیز تأمين سرمايه يا ابزار كار، اعطاي وام هاي كسب و اشتغال (خودكفايي)، پرداخت وام هاي ضروري (قرض الحسنه)، ارائه آموزش هاي فني و حرفه‌اي و كاريابي را در دستور کار خود قرار داده است. همچنین شهرداري در كنار اين دو نهاد اقداماتي را در جهت توانمندسازي اين افراد انجام داده است.


عملکرد کمیته امداد

کمیته امداد امام خمینی (ره) طبق آنچه که گفته شد از جمله نهادهایی ست که از اقشار نیازمند حمایت می کند از جمله این اقشار نیازمند که بسیار هم آسیب پذیرند زنانی هستند که سرپرستی خانواده خود را به دوش می کشند. در این بین عده ای از صاحب نظران عملکرد کمیته را در این جهت ناموفق ترسیم کرده و عده ای نیز معتقدند کمیته امداد در مجموع، عملکرد قابل قبولی را از خود به جای گذاشته است.

عملکرد بهزیستی

سازمان بهزیستی کشور نیز هرچند با هدف فراهم نمودن زمینه های استقلال و خودکفایی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، ‌آموزشی و تربیتی و در نهایت بازتوانی و توانمندسازی خانواده های نیازمند شکل گرفته است، اما بايد ديد در عمل تا چه حد در دست يابي به اين مهم موفق بوده اند.
مهم‌ترین اقدام بهزیستی در زمینه حمایت از زنان سرپرست خانوار ، مستمری و کمک‌های موردی در زمینه درمان، ازدواج، تحصیل فرزندان ، تهیه کالاهای اساسی، تامین مسکن، بهبود تغذیه اعضای خانواده ها و … است.

عملکرد شهرداری

با وجود اينكه كميته امداد و بهزيستي تعدادي از زنان سرپرست خانوار را تحت پوشش قرار داده اند، در اين ميان مركز امور زنان شهرداري نيز به كمك زنان سرپرست خانوار آمده تا بتواند باري را از دوش اين خانواده ها كم كند اما مشكلات زندگي اين زنان به قدري زياد است كه بايد فكري جدي براي حل اين معضل كرد تا بتوان از آسيب هايي كه در آينده از اين محل به جامعه تحميل مي‌شود جلوگيري كرد.
در خصوص شهرداري روند اينگونه است كه تمامي‌اطلاعات زنان سرپرست خانوار از سازمان‌هاي متولي مانند بهزيستي و كميته اعلام استعلام مي‌شود و درشرايطي زنان سرپرست خانوار پذيرش مي‌شوند كه تحت پوشش هيچ كدام از اين سازمان‌ها نباشند. بعد از تاييد اطلاعات زنان ثبت نام شده، شهرداري تهران به‌عنوان اينكه شهروندي در اين شهر زندگي مي‌كند كه خود خانواده را سرپرستي مي‌كند و هيچ نهاد حمايتي نيز از او حمايت نمي‌كند؛ وارد عمل مي‌شود.

0

NO OLD POSTSPage 2 of 2NEXT POSTS